فصل سیاست - ایران با احیای توان دفاعی و عبور از خویشتنداریهای پیشین، تدارک یک درس فراموشنشدنی را برای آمریکا دیده است.
سرمقاله شماره جدید صدای ایران برخلاف تصویری که رئیسجمهور ایالات متحده، چه در زمان ارائۀ پیشنهاد آتشبس، چه در زمان انعقاد توافقنامه، نشان میداد و جنگ با ایران را خاتمهیافته تلقی میکرد، اما این سو، در ایران، نه مقامات، نه مردم، هرگز به این وعدهها و تصویرها اعتماد نکردند. جمهوری اسلامی ایران، هرچند در عین آمادگی نظامی و درگیری با ایالات متحده، مسیر کاهش تنش را انتخاب کرد، اما این انتخاب ناشی از ضعف و دست خالی نبود. ایران، در حالی موقتاً فتیلۀ آتش جنگ را پایین کشید و به وساطت بعضی همسایگان به کارزار دیپلماتیک آمریکا رفت که تنگۀ راهبردی هرمز همچنان تحت کنترلش بود و با جامۀ عمل پوشاندن به وعدۀ رهبر شهید و منطقهای کردن جنگ، ضربات سنگینی به دشمن آمریکایی وارد کرده بود.
ایران یقین داشت که دشمن دست از دشمنی و عداوت بر نخواهد داشت. از این جهت، پذیرفتن خاموشی موقت صحنۀ نبرد نظامی، هیچگاه و هرگز برای ایران به معنای اتمام جنگ تعبیر نشد. برعکس، در این مدت، دست بر ماشه، ضمن محافظت از دستاوردهای متعدد جنگ، از تسلط بر هرمز گرفته تا دور کردن رینگ آتش آمریکا از اطراف مرزهای ایران، به احیای توان نظامی و امنیتی خود نیز پرداخت. گواه این ادعا، گزارشهای منابع نظامی و امنیتی آمریکایی از سرعت احیای توان نظامی و دفاعی ایران در این مدت است. بر همین مبنا، حالا که کاخ سفید، مأیوس از گرفتن امتیاز از ایران در عرصۀ غیرنظامی، دوباره به تشدید تنش و آزمودن نسخۀ درگیری رو در رو روی آورده، ایران نه تنها غافلگیر نشده، بلکه با عزم و توانی مضاعف به مصاف دشمن رفته است.
ضربات اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، چه در جبهۀ جنوبی و دریای عمان و خلیج فارس و تنگۀ هرمز و منافع آمریکاییها در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس، چه در جبهۀ غربی و پایگاههای آمریکا در کشور اردن، در کنار اقدامات قاطع برای شکستن گردن و کمر تروریستهای تجزیهطلب در جدارۀ مرزی کشور، به روشنی اثبات میکند که ایران ترسی از تشدید تنش ندارد. این ضربات، که از قضا از نظر کیفی به شدت ارتقا هم پیدا کردهاند، نشان میدهد که بازسازی توان دفاعی و نظامی ایران، با سرعتی بیش از آنچه منابع اطلاعاتی آمریکایی ـ اسرائیلی تصور میکردند، پیش رفته است. جمهوری اسلامی ایران همچنین در دورۀ جدید، با کنار گذاشتن برخی خویشتنداریها، از خجالت بعضی همسایگان ناسپاس هم درآمده است. همسایگانی که نه تنها فضا، بلکه خاک خود را در اختیار کفار آمریکایی ـ اسرائیلی قرار داده تا به جان و مال و زیرساختهای 90 میلیون ایرانی تعرض کنند.
اینها، اما همۀ ماجرا نیست. جمهوری اسلامی ایران در دورۀ جدید، تدارک سنگین و جدی هم برای باز کردن نبرد در جبهههای جدید دیده است. تدارکی که البته از دید ناظران رسانهای مرتبط با دشمن هم پنهان نمانده و لابهلای تحلیلها و بحثهایشان به آن اشاره دارند. ایران در دور جدید درگیری خود، قرار نیست به تکرار تجربۀ موفق منطقهای خود در جنگ 40 روزه بپردازد. همانگونه که دفاع مقدس 12 روزه تجربههای جدیدی برای ساختار نظامی، امنیتی و دفاعی ایران به ارمغان آورد ـ که نتایجش در جنگ 40 روزه دیده شد ـ دفاع مقدس 40 روزه هم تجربیات گرانقدری، هم در ساحت راهبرد، هم در ساحت تاکتیک، برای ساختار نظامی، دفاعی و امنیتی ایران رقم زده که در درگیری بعدی با محور آمریکایی ـ اسرائیلی، نتایجش به معرض دید همگان درخواهد آمد.
حالا بهتر مشخص میشود که آنچه در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب توصیف شده و وعدۀ درسهای فراموشنشدنی به دشمن داده، برآمده از منطقی است که نشانههایش از همین حالا در عرصۀ میدان هم دیده میشود. با این حال، به نظر میرسد آمریکاییها این نشانهها را نادیده گرفته و دنبال آزمون مسیری هستند که یک بار آن را آزمودهاند. نتیجۀ این نگاه از همین الان مشخص است. همانگونه که پایان جنگ 40 روزه، انسداد تنگۀ هرمز، یک گره به گرههای پیشین آمریکاییها اضافه کرد، نتیجۀ درگیریِ احتمالی آتی هم گرهها و معضلات دیگری به فهرست معضلات آمریکاییها خواهد افزود. این نتیجۀ طبیعی کسانی است که سیلی واقعیت، آنها را از توهم باطل بیرون نیاورده است.
برای دانلود نسخه PDF کلیک کنید.

انتهای پیام/

