دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵

سیاست داخلی

مفهوم دفاع در بیانات رهبر انقلاب از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است

فصل سیاست - کارشناس امنیت بین‌الملل گفت: مفهوم دفاع در بیانات رهبر انقلاب از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - کارشناس امنیت بین‌الملل گفت: مفهوم دفاع در بیانات رهبر انقلاب از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است.

سیاسی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم - زینب امیدی : در شرایطی که ماهیت تهدیدات امنیتی و نظامی در جهان امروز از میدان‌های نبرد سنتی فراتر رفته و زیرساخت‌های اقتصادی، شبکه‌های اطلاعاتی، ظرفیت‌های سایبری و حتی دارایی‌های غیرمادی کشورها به بخشی از معادلات قدرت تبدیل شده‌اند، بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب درباره به‌روزرسانی بانک اهداف و پاسخ فوری و اثرگذار به تهدیدات، بدون محدودیت جغرافیایی، از اهمیت راهبردی ویژه‌ای برخوردار است. این رویکرد، پرسش‌های مهمی درباره تعریف دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن، گستره جغرافیایی دفاع و تحول دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌کند. 
برای بررسی بیشتر سراغ حمزه علیپور، کارشناس امنیت بین‌الملل و دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین‌الملل رفتیم. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:
تسنیم: در بیانات اخیر حضرت آقا به به‌روزرسانی بانک اهداف و قرار گرفتن انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن در تیررس اشاره شد. منظور از دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن دقیقاً چیست؟
علیپور: بیانات حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در دیدار فرماندهان نیروهای مسلح در روز شنبه 9 آبان 1405، از منظر مطالعات راهبردی، بازدارندگی نظامی، ژئوپلیتیک و امنیت ملی حاوی نکات مهمی بود؛ به‌ویژه دو عبارت مطرح‌شده در این دیدار درباره به‌روزرسانی بانک اهداف به‌گونه‌ای که انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن در تیررس قرار گیرد و ضرورت پاسخ فوری و اثرگذار به هر سطح و نوع تهدید، بدون محدودیت جغرافیایی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
این دو موضوع در کنار تاکید بر تقویت معماری اطلاعات نظامی، توسعه دکترین و تاکتیک دفاعی بومی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و دستیابی به بازدارندگی حداکثری مطرح شده است. از این رو، به نظر می‌رسد بهتر است این بیانات را صرفا یک تهدید نظامی تلقی نکنیم، بلکه آن را اعلام رویکردی درباره گستره ابزارها، قلمروها و ابعاد بازدارندگی بدانیم.
در ابتدا باید مفهوم دارایی راهبردی را از مفهوم محدود تجهیزات و امکانات نظامی جدا کنیم. در مطالعات امنیت ملی، قدرت یک کشور تنها به تعداد موشک‌ها، هواپیماها، ناوها و نیروهای نظامی آن وابسته نیست، بلکه مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها، شبکه‌ها، منابع مالی، فناوری، اطلاعات، ارتباطات و ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی است که قدرت واقعی آن کشور را شکل می‌دهد. به همین خاطر، تعبیر دارایی‌های مادی و غیرمادی مفهومی گسترده‌تر از بانک اهداف متعارف نظامی دارد.
/

فصل سیاست

دارایی‌های مادی؛ از تجهیزات نظامی تا زنجیره تأمین و زیرساخت‌ها
دارایی مادی دشمن به امکانات و منابعی گفته می‌شود که وجود فیزیکی دارند و در ساختار قدرت نظامی، اقتصادی و پشتیبانی دشمن نقش ایفا می‌کنند. به نظر من، این دارایی‌ها را می‌توان در شش گروه بررسی کرد. نخست؛ دارایی‌های نظامی . این گروه شامل هواپیما، ناو، ناو هواپیمابر، سامانه‌های پدافندی، تجهیزات راداری و تأسیسات فرماندهی و کنترل است. این گروه ملموس‌ترین بخش دارایی‌های مادی محسوب می‌شود، اما نباید تمام مفهوم دارایی‌های دشمن را به این مورد محدود کنیم.
دوم؛ دارایی‌های لجستیکی و زنجیره تأمین . قدرت نظامی بدون پشتیبانی لجستیکی پایدار نمی‌ماند. از جمله این دارایی‌ها می‌توان به ناوگان حمل‌ونقل، ظرفیت تامین سوخت، زنجیره تامین و شبکه حمل‌ونقل اشاره کرد. از منظر راهبردی، توانایی استمرار عملیات به اندازه توانایی آغاز عملیات اهمیت دارد.
سوم؛ دارایی‌های صنعتی و فناوری . این گروه شامل صنایع هوافضا، صنایع دفاعی، کارخانه‌های تولید قطعات پیشرفته، فناوری نیمه‌رسانا، الکترونیک و فناوری‌های ماهواره‌ای و فضایی است. نکته مهم این است که وابستگی صنایع نظامی به فناوری‌های پیشرفته باعث شده زنجیره تامین فناوری به یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت ملی تبدیل شود.
چهارم؛ دارایی‌های اقتصادی و مالی . این گروه می‌تواند شامل منابع مالی، ظرفیت تامین بودجه نظامی، دارایی‌های اقتصادی و مالی، شبکه‌های تامین مالی و سرمایه‌گذاری، ظرفیت‌های بیمه، ساختار اقتصادی و منابع انرژی باشد. البته در اینجا یک تمایز حقوقی بسیار مهم وجود دارد؛ هر دارایی اقتصادی یا مالی دشمن صرفا به دلیل تعلق داشتن به کشور متخاصم، هدف نظامی مشروع محسوب نمی‌شود.
پنجم؛ دارایی‌های دریایی و تجاری . این دسته از دارایی‌ها شامل ظرفیت‌های حمل‌ونقل دریایی، ناوگان تجاری، بنادر، بیمه و زیرساخت‌های پشتیبانی تجاری است. اهمیت این دارایی‌ها از آن جهت است که اقتصاد جهانی و زنجیره تامین بین‌المللی به‌شدت به امنیت مسیرهای دریایی وابسته است.
ششم؛ دارایی‌های سرزمینی و زیرساختی . این گروه شامل تاسیسات انرژی، شبکه‌های حمل‌ونقل، زیرساخت‌های ارتباطی و شبکه‌های توزیع و پشتیبانی است. با این حال، باید میان زیرساخت‌های غیرنظامی و تاسیساتی که واقعا کارکرد نظامی دارند تفاوت قائل شد. صرف اهمیت اقتصادی یا راهبردی یک زیرساخت، آن را به هدف نظامی مشروع تبدیل نمی‌کند.
برداشتن محدودیت موشکی ایران و پایان دکترین خویشتن‌داری فرامنطقه‌ای
دارایی‌های غیرمادی؛ بخش مهمی از قدرت کشورها در دارایی‌های نامرئی است
تسنیم: درباره دارایی‌های غیرمادی دشمن هم توضیح دهید. این دارایی‌ها چه مواردی را شامل می‌شوند؟
علیپور: یکی از مهم‌ترین ابعاد بیانات حضرت آقا، به اعتقاد من، همین بخش است؛ چراکه در جنگ‌های جدید، بخش قابل‌توجهی از قدرت کشورها در دارایی‌هایی قرار دارد که الزاماً قابل مشاهده نیستند. دارایی‌های غیرمادی لزوما به معنای دارایی‌های مجازی نیستند، بلکه هر ظرفیت ناملموسی که در ایجاد، حفظ یا اعمال قدرت نقش داشته باشد، در این دسته قرار می‌گیرد. به نظر من، این دارایی‌ها را می‌توان در هفت گروه بررسی کرد؛ البته ممکن است از نظر من این دسته‌بندی گسترده‌تر هم باشد.
نخست؛ دارایی‌های اطلاعاتی و اطلاعات راهبردی . این گروه شامل اطلاعات عملیاتی و نظامی، شبکه‌های اطلاعاتی، ظرفیت جمع‌آوری اطلاعات، داده‌های شناسایی و مراقبت، تحلیل اطلاعات، اطلاعات مربوط به آمادگی و تحرکات نظامی و ظرفیت پردازش و تحلیل داده‌هاست. در جنگ‌های جدید، اطلاعات به یکی از عوامل تعیین‌کننده برتری تبدیل شده است. کشوری که اطلاعات دقیق‌تر، به‌روزتر و قابل اتکاتری داشته باشد، در تصمیم‌گیری و واکنش سریع‌تر عمل می‌کند.
دوم؛ دارایی‌های سایبری و دیجیتال. این دارایی‌ها شامل شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی، ظرفیت‌های سایبری نظامی، نرم‌افزارهای عملیاتی و دفاعی، شبکه‌های مدیریت و انتقال داده و زیرساخت‌های دیجیتال مرتبط با امنیت نظامی است. نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم و به نظر من اهمیت زیادی دارد، این است که جنگ دیگر صرفا در میدان زمینی، هوایی و دریایی جریان ندارد؛ فضای سایبری نیز به یکی از حوزه‌های منازعه در جهان امروز تبدیل شده است.
سوم؛ دارایی‌های فضایی و ماهواره‌ای. این گروه شامل ظرفیت شناسایی ماهواره‌ای، سامانه‌های موقعیت‌یابی و ناوبری، خدمات هشدار زودهنگام و سامانه‌های پشتیبانی اطلاعاتی است. نکته‌ای که باید اینجا به آن اشاره کنم این است که بسیاری از توانمندی‌های نظامی مدرن به خدمات فضایی وابسته شده‌اند و اختلال در این خدمات می‌تواند بر ارتباطات، شناسایی و هماهنگی نظامی اثر بگذارد.
چهارم؛ دارایی‌های علمی و فناوری. این دارایی‌ها شامل دانش تخصصی، فناوری پیشرفته، ظرفیت تحقیقاتی، مالکیت فکری، دانش تولید تجهیزات و توانایی توسعه فناوری نظامی است. در این حوزه، قدرت یک کشور تنها به تجهیزات موجود آن وابسته نیست، بلکه توانایی تولید، به‌روزرسانی و ارتقای تجهیزات نیز در قدرت آن نقش دارد.
پنجم؛ دارایی‌های مالی و شبکه‌ای. دارایی مالی و شبکه‌ای فقط به ساختمان بانک یا مؤسسات مالی محدود نمی‌شود، بلکه روابط و ظرفیت‌هایی را نیز در بر می‌گیرد که امکان جریان سرمایه، تامین مالی، تجارت و پشتیبانی صنایع راهبردی را فراهم می‌کنند. اگر بخواهم نمونه‌هایی از این دارایی‌ها را بیان کنم، می‌توان به ظرفیت تامین مالی دفاعی، شبکه سرمایه‌گذاری، روابط مالی و تجاری بین‌المللی، شبکه‌های بیمه و خدمات مالی و ظرفیت اقتصادی و اعتباری مرتبط با صنایع دفاعی اشاره کرد. در اینجا باید میان دارایی مالی‌ای که ارتباط مستقیم با عملیات نظامی دارد و اقتصاد عمومی کشور تمایز قائل شویم.
ششم؛ دارایی‌های سیاسی و دیپلماتیک. قدرت سیاسی نیز یکی از منابع قدرت ملی است. این دارایی‌ها شامل روابط راهبردی و ائتلاف‌های سیاسی، ظرفیت ایجاد اجماع بین‌المللی، نفوذ دیپلماتیک، توانایی تاثیرگذاری بر تصمیمات سازمان‌های بین‌المللی و ظرفیت ایجاد حمایت سیاسی از اقدامات نظامی است. البته باید این موارد را از اهداف نظامی قابل حمله جدا کنیم. نفوذ دیپلماتیک یا روابط سیاسی به‌خودی‌خود هدف نظامی مشروع محسوب نمی‌شوند.
هفتم؛ دارایی‌های روانی، شناختی و اعتباری. این گروه از دارایی‌ها در ادبیات جنگ شناختی و راهبردی اهمیت زیادی دارند. از جمله آن‌ها می‌توان به اعتبار بین‌المللی، اعتماد متحدان به توان دفاعی کشور، اعتبار بازدارندگی، تصویر قدرت نظامی، انسجام ائتلاف‌ها، اعتماد عمومی به توانایی مدیریت بحران و توانایی روایت‌سازی و اقناع افکار عمومی اشاره کرد.
اگر بخواهم مثال ملموسی در این زمینه بزنم، فرض کنید کشوری در عرصه بین‌المللی مدعی توانایی حفاظت از متحدان خود باشد، اما در زمان وقوع بحران نتواند این تعهد را عملی کند؛ در چنین شرایطی ممکن است اعتبار بازدارندگی آن کشور آسیب ببیند یا حتی از بین برود. نکته‌ای که می‌خواهم بر آن تاکید کنم این است که دارایی‌های غیرمادی دشمن به‌مراتب گسترده‌تر از تجهیزات الکترونیکی و شبکه‌های رایانه‌ای هستند.
این دارایی‌ها اطلاعات، فناوری، ارتباطات، سرمایه، اعتبار، ظرفیت ائتلاف‌سازی و توانایی اعمال نفوذ را نیز شامل می‌شوند. البته قرار گرفتن یک دارایی در مفهوم تحلیلی دارایی راهبردی دشمن به معنای مجاز بودن حمله نظامی به آن نیست. هدف من در این بخش صرفا ارائه یک بحث تحلیلی و آکادمیک بود تا اختلاف برداشت یا سوءتفاهمی در این زمینه پیش نیاید.
«بدون محدودیت جغرافیایی»؛ عبور از تعریف سنتی دفاع در مرزهای رسمی
تسنیم: بخش دوم پرسش درباره منظور از عبارت «بدون محدودیت جغرافیایی» است. این عبارت از منظر راهبردی چه معنایی دارد؟
علیپور: به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام راهبردی این عبارت، عبور از محدود کردن مفهوم دفاع به مرزهای رسمی و جغرافیای ایران است. در برداشت سنتی، دفاع عمدتا به معنای حفاظت از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی و تمامیت سرزمینی کشور محسوب می‌شود؛ اما در محیط امنیتی امروز، تهدید ممکن است از فاصله‌ای بسیار دور و با استفاده از پایگاه نظامی، شبکه اطلاعاتی، ظرفیت سایبری، تجهیزات فضایی یا سامانه‌های پشتیبانی عملیاتی شکل بگیرد. بنابراین باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شویم؛ مفهوم نخست، محدودیت جغرافیایی است که منظور از آن محل وقوع تهدید و محل احتمالی پاسخ است.
مفهوم دوم، محدودیت عملیاتی است که به نوع ابزار، حوزه فعالیت و دامنه دسترسی راهبردی اشاره دارد. به عبارت دیگر، ممکن است تهدید در خارج از مرزهای ایران شکل بگیرد و پاسخ نیز در حوزه‌ای غیر از میدان‌های متعارف تعریف شود.
/

فصل سیاست

//" alt="فصل سیاست" width="100%" />

شش جغرافیای مهم در محاسبات دفاعی و بازدارندگی
تسنیم: با این تعریف، چه جغرافیاهایی می‌توانند در چارچوب مفهوم «بدون محدودیت جغرافیایی» مورد توجه قرار بگیرند؟
علیپور: به نظر من، می‌توان شش حوزه جغرافیایی را در این زمینه بررسی کرد.
نخست؛ سرزمین‌های تحت حاکمیت اسرائیل. در سطح نخست، سرزمین‌های تحت حاکمیت اسرائیل قرار دارند. از نظر راهبردی، این جغرافیا به دلیل نقش اسرائیل در تقابل مستقیم با ایران، در مرکز مفهوم بازدارندگی متقابل قرار می‌گیرد. در این حوزه، موضوعاتی مانند تاسیسات دفاعی و نظامی، سامانه‌های هشدار، فرماندهی، ظرفیت نظامی و پشتیبانی عملیات اهمیت دارند. البته میان اهداف نظامی و جمعیت و تأسیسات غیرنظامی باید تفکیک حقوقی و امنیتی وجود داشته باشد.
دوم؛ حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا. این بخش از منظر ژئوپلیتیکی به نظر من بسیار مهم است. آمریکا در منطقه غرب آسیا از شبکه‌ای از روابط امنیتی، همکاری‌های نظامی، حضور نیروها و زیرساخت‌های پشتیبانی برخوردار است.
از منظر جغرافیایی، این حوزه را می‌توان با اشاره به چند کشور توضیح داد:
- عراق: حضور و فعالیت نیروهای آمریکایی و نقش این کشور در منطقه.
- سوریه: تحولات امنیتی و حضور نیروهای خارجی در این کشور.
- بحرین: میزبانی ساختار مهم فرماندهی دریایی آمریکا.
- قطر: میزبانی زیرساخت مهم هوایی و فرماندهی آمریکا.
- کویت: برخورداری از نقش لجستیکی و پشتیبانی نظامی.
- امارات متحده عربی: برخورداری از روابط دفاعی و همکاری نظامی با آمریکا.
- عربستان سعودی: همکاری‌های امنیتی و دفاعی با آمریکا.
- اردن: همکاری‌های نظامی و امنیتی با آمریکا.
نکته‌ای که می‌خواهم بر آن تاکید کنم این است که مواردی که مطرح کردم، معرفی جغرافیای حضور و همکاری نظامی آمریکا هستند، نه معرفی کشورهایی که باید هدف قرار بگیرند. نکته مهم دیگر این است که وجود پایگاه یا همکاری نظامی آمریکا در یک کشور، به معنای دشمن بودن آن کشور یا مجاز بودن حمله به خاک آن نیست.
باید میان دولت میزبان، نیروهای خارجی مستقر و تاسیسات مشخص دارای کارکرد نظامی تمایز قائل شویم.
درواقع، یکی از مسائل حساس امنیتی منطقه، احتمال تبدیل شدن خاک کشورهای میزبان به عرصه درگیری میان ایران و آمریکاست. این موضوع را باید با دقت مورد توجه قرار داد.
سوم؛ خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان. این جغرافیا برای ایران اهمیت ژئوپلیتیکی خاصی دارد. دلیل آن نیز اهمیت راهبردی تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی، حضور و تردد نیروهای دریایی کشورهای مختلف، ارتباط خلیج فارس با دریای عمان، امنیت خطوط کشتیرانی و ارتباط مستقیم امنیت منطقه با اقتصاد جهانی است. از نظر راهبردی، این منطقه را باید یکی از مهم‌ترین حوزه‌های بازدارندگی دریایی ایران بدانیم. اما باید توجه کنیم که اختلال در امنیت منطقه، وقوع انفجار و مختل شدن جریان انرژی می‌تواند هزینه بسیار سنگینی برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی ایجاد کند. بنابراین، بازدارندگی ایران را نباید با آسیب‌رسانی به حمل‌ونقل غیرنظامی یکسان دانست. این موضوع نیز باید مدنظر قرار بگیرد.
چهارم؛ دریای سرخ، باب‌المندب و شرق مدیترانه. این مناطق از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت دارند؛ زیرا مسیر ارتباطی میان اقیانوس هند، دریای سرخ، کانال سوئز و مدیترانه را شکل می‌دهند. این منطقه از چند جهت اهمیت دارد؛ نخست، ارتباط آن با تجارت بین‌المللی؛ دوم، حضور نیروهای دریایی قدرت‌های فرامنطقه‌ای؛ سوم، ارتباط با تحولات امنیتی اسرائیل؛ چهارم، تاثیرگذاری بر هزینه‌های حمل‌ونقل و تجارت جهانی و پنجم، ارتباط آن با موازنه قدرت در غرب آسیا. بنابراین، اگر مفهوم دفاع بدون محدودیت جغرافیایی را از این زاویه بررسی کنیم، این منطقه نیز در محاسبات امنیتی گسترده قابل توجه خواهد بود.
پنجم؛ اقیانوس هند. در این سطح، موضوع از جغرافیای نزدیک ایران فراتر می‌رود. اقیانوس هند از نظر ارتباطات دریایی، حضور قدرت‌های بزرگ، انتقال انرژی و تجارت جهانی اهمیت دارد و برخی دارایی‌های نظامی و پشتیبانی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز در فاصله‌ای دورتر از غرب آسیا قرار دارند. اما باید تأکید کنم که از بیانات منتشرشده حضرت آقا نمی‌توان نتیجه گرفت تمام کشورهای حاضر در اقیانوس هند یا سایر مناطق جهان در دایره اهداف نظامی قرار گرفته‌اند. باید مراقب باشیم که در این زمینه تحلیل سرخود و بدون پشتوانه ارائه نکنیم.
ششم؛ فضای سایبری، فضای فضایی و شبکه‌های فرامرزی. این بخش از نظر مفهومی حتی از جغرافیای فیزیکی نیز فراتر می‌رود. در جنگ‌های معاصر، یک عملیات ممکن است در فضای سایبری و بدون ورود فیزیکی به خاک کشور دیگری انجام شود، از طریق شبکه‌های ارتباطی فرامرزی شکل بگیرد، به خدمات ماهواره‌ای و زیرساخت‌های فضایی وابسته باشد یا از طریق شبکه‌های اطلاعاتی چند کشور مدیریت شود. به همین دلیل، عبارت «بدون محدودیت جغرافیایی» را می‌توان با مفهوم گسترش حوزه‌های دفاع و بازدارندگی به فضای سایبری، فضایی و شبکه‌های فرامرزی نیز مرتبط دانست. با این حال، عملیات سایبری نیز تابع محدودیت‌های حقوقی بین‌المللی است و هر اقدام دیجیتال الزاما معادل حمله نظامی یا مستوجب پاسخ مسلحانه مشروع نیست.
آیا منظور از بیانات رهبر انقلاب، تمام کشورهای جهان است؟
تسنیم: آیا می‌توان از این بیانات چنین برداشت کرد که تمام کشورهای جهان در دامنه جغرافیایی اهداف ایران قرار می‌گیرند؟
علیپور: خیر؛ چنین برداشتی از متن منتشرشده و بیانات حضرت آقا قابل اثبات و استنباط نیست. اما من می‌توانم سه سطح از گسترش جغرافیایی را از این عبارت استنباط کنم که البته نظر شخصی من است.
سطح نخست، مقابله با تهدید در مبدا شکل‌گیری آن است؛ حتی اگر آن تهدید خارج از مرزهای ایران شکل گرفته باشد. سطح دوم، توجه به شبکه منطقه‌ای پشتیبانی، استقرار و اجرای عملیات نظامی دشمن است. سطح سوم، گسترش محاسبات بازدارندگی به حوزه‌های فرا مرزی سایبری، فضایی و ارتباطی است. در اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد و باید به آن توجه داشته باشیم: جهانی بودن دامنه محاسبات دفاعی الزاماً به معنای جهانی بودن دامنه حملات نظامی نیست.
چهار نظریه راهبردی برای فهم تحول مفهوم دفاع
تسنیم: در مجموع، چه تغییراتی در مفهوم دفاع از منظر مطالعات راهبردی مشاهده می‌شود؟
علیپور: برای فهم عمیق‌تر بیانات حضرت آقا، لازم است آن‌ها را با چهار نظریه در مطالعات راهبردی تطبیق دهیم. به این نوع بررسی اصطلاحاً تحلیل دکترینال گفته می‌شود. نخست؛ نظریه بازدارندگی چندلایه. در بازدارندگی سنتی، کشورها تلاش می‌کنند با نمایش قدرت نظامی، دشمن را از حمله منصرف کنند؛ اما در بازدارندگی چندلایه، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها به کار گرفته می‌شود. برای مثال، بازدارندگی نظامی، بازدارندگی اطلاعاتی، بازدارندگی فناورانه، بازدارندگی سایبری، بازدارندگی اقتصادی، بازدارندگی منطقه‌ای و بازدارندگی دیپلماتیک در این چارچوب قرار می‌گیرند. از این منظر، پیام مورد بحث را می‌توان نشانه تلاش برای گسترش بازدارندگی از یک حوزه صرفاً نظامی به یک منظومه چندبعدی دانست.
دوم؛ نظریه بازدارندگی از طریق انکار موفقیت. این نظریه می‌گوید کشور مدافع باید به دشمن نشان دهد که حتی اگر حمله‌ای انجام دهد، نمی‌تواند به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند. اگر بخواهم مثالی بزنم، برخورداری از ظرفیت دفاعی و دفاع هوایی، پایداری ارتباطات، حفاظت از زیرساخت‌ها، استمرار خدمات حیاتی و توانایی بازیابی پس از حمله، احتمال موفقیت عملیات دشمن را کاهش می‌دهد.
به نظر من، این نظریه با تاکید بر آمادگی رزمی هوشمندانه و تقویت دفاع بومی در بیانات مورد بحث ارتباط دارد. سوم؛ نظریه بازدارندگی از طریق هزینه‌سازی. در این نظریه، کشور مدافع به دشمن اعلام می‌کند که اقدام نظامی علیه آن، هزینه‌های قابل‌توجه و غیرقابل‌قبولی به همراه خواهد داشت. عبارت «پاسخ فوری و اثرگذار» و «بدون محدودیت جغرافیایی» از نظر ادبیات بازدارندگی به این منطق نزدیک‌تر است؛ یعنی منطق بازدارندگی از طریق هزینه‌سازی. البته اثربخشی این نوع بازدارندگی به چند عامل وابسته است؛ از جمله توان واقعی اجرای پاسخ، اعتبار تهدید، تناسب پاسخ، قابلیت مدیریت تشدید درگیری‌ها و توانایی جلوگیری از تبدیل یک پاسخ محدود به جنگی گسترده.
چهارم؛ نظریه جنگ ترکیبی. در جنگ ترکیبی، ابزارهای نظامی، اطلاعاتی، سایبری، اقتصادی، سیاسی و روانی به‌صورت هم‌زمان یا هماهنگ مورد استفاده قرار می‌گیرند. بنابراین، پاسخ دفاعی نیز نمی‌تواند صرفاً نظامی باشد. برای نمونه، مقابله با یک حمله سایبری ممکن است به تقویت امنیت شبکه، اقدامات فنی و حقوقی، همکاری بین‌المللی و افزایش تاب‌آوری زیرساخت نیاز داشته باشد، اما لزوما مستلزم اقدام نظامی نیست. این چهار نظریه‌ای که به آن‌ها اشاره کردم، نشان می‌دهند که مفهوم دفاع در بیانات حضرت آقا را می‌توان در چارچوب تحول ماهیت قدرت و جنگ در قرن بیست‌ویکم بررسی کرد.
پایان بخش اول
انتهای پیام/


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار