فصل سیاست - العربیالجدید با اشاره به سقوط توهمات ترامپ تاکید کرد ایران یک پروژه انقلابی علیه استکبار را به جهان هدیه داد.
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، در ادامه تحلیلهای منطقهای و بینالمللی در مورد تحولات مربوط به جنگ منطقهای و بنبست بزرگی که آمریکا در آن گرفتار شده، وب سایت قطری العربی الجدید، در مقالهای به قلم وائل قندیل، نویسنده مصری تحت عنوان «آمریکا در حال غرق شدن»، نوشت: اکنون، تقریباً شش ماه پس از آغاز تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مانند کسی به نظر میرسد که در آبهای خلیج فارس در حال غرق شدن است و به شدت به دنبال راهی برای خروج از این مخمصه است که او و جهان در آن گرفتار شدهاند، و همچنان در توهم و خیالات رهبری بر جهان به سر میبرد.
ترامپ از رویای فتح ایران به آرزوی بازگشایی تنگه هرمز رسید
در آخرین تحولات در رویارویی بین ایران و ایالات متحده، به گفته رسانههای آمریکایی، اهداف بلند پروازانه ترامپ در جنگ تهاجمی بیملاحظهاش به صرف جلب موافقت تهران برای بازگشایی کامل تنگه هرمز کاهش یافته است در حالی که این تنگه قبل از جنگ کاملاً باز بود.
آرزوها و توهمات ترامپ برای تسلط بر تنگه هرمز به حدی رسیده بود که در آغاز جنگ، آن را "تنگه ترامپ" نامید. در همین حال، گزارشهای متعددی حاکی از آن است که دولت آمریکا در حال بررسی لغو کامل محاصره بنادر ایران و خروج نظامی از منطقه درگیری در ازای بازگشایی تنگه هرمز و آنچه وال استریت ژورنال، آن را مهار برنامه هستهای ایران توصیف میکند، است.
ترامپ در آغاز تهاجم وحشیانه خود، که ریشه در افکار فاتحان و دزدان دریایی قرون وسطی دارد، رویای "فتح ایران" را مانند ونزوئلا در سر میپروراند و امروز به جایی رسیده که تنها هدف و آرزویش، باز کردن تنگه هرمز به روی کشتیرانی بینالمللی است - تنگهای که قبل از جنگ نیز باز بود و هیچ مشکلی برای جهان ایجاد نمیکرد تا اینکه ایرانیها متوجه شدند که از آن به صورت نظامی در تجاوز علیه این کشور استفاده میشود و آنها را بر آن داشت تا کنترل آن را به دست گیرند.
الجزیره: ایران تعیین میکند کدام کشتی به خلیج فارس ورود و خروج کند
رسانه قطری: اعراب و مردم آمریکا هزینههای جنگ اسرائیلی را میپردازند
ایران، تنها قدرت منطقه که مقابل استکبار ایستاد
در ابتدای جنگ، لفاظیهای دونالد ترامپ و محفل "تحلیلگران استراتژیک" عرب او که مانند قارچ در کانالهای تلویزیونی ظاهر شدند، دائماً شعار "اصلاح رفتار ایران" را تکرار میکردند. البته هدف، برهم زدن معادله بود؛ در تلاشی بیوقفه برای به تصویر کشیدن ایران به عنوان یک کشور "یاغی" که تهدیدی برای خود، همسایگانش، منطقه و جهان محسوب میشود.
این روایت، واقعیت و جوهره درگیری را کاملاً نادیده گرفت و تقریباً ریشه بحران را پنهان کرد: اینکه این تجاوز توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تنها قدرت منطقه که در برابر استکبار ایستاده و قصد تحقق رویای منطقهای عاری از صهیونیسم را دارد صورت گرفت.
در این میان پاسخ ایران به جنایات آمریکا، با هدف قرار دادن پایگاههای این کشور در منطقه آغاز شد و توضیح تهران درباره حمله به کشورهای عربی این بود که از این کشورها به عنوان بستری برای تجاوزات آمریکا علیه ایران استفاده میشود.
با وجود اینکه کشورهای عربی مواضع تندی علیه ایران اتخاذ کردند، اما نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که ما با آتشی روبرو هستیم که توسط اتحاد آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه شعلهور شده است.
امروز تهران است که معادلات خود را تحمیل میکند نه واشنگتن
اما شاید یکی از نتایج زود هنگام این جنگ آن باشد که امروز ما در مرحلهای قرار گرفتهایم که در آن دورهای که آمریکا دیکته میکرد و همه ملزم به تسلیم و اطاعت بودند، از بین رفته یا حداقل به طور قابل توجهی تضعیف شده و همه اینها به لطف ایران بوده است؛ جایی که اکنون تهران طرفی است که قبل از موافقت با بازگشایی کامل تنگه، خواستار تغییر یا اصلاح رفتار آمریکا یشود.
با وجود اینکه حقایق کاملاً روشن و شفاف هستند و همه متوجه سقوط توهمات مبنی بر قدرت مطلق آمریکا شدهاند، اما متاسفانه ذهن تحلیلی اعراب همچنان در فرقهگرایی خود گرفتار مانده و همان توهمات را درباره لزوم دشمنی با ایران تکرار میکند.
این توهم هیچ تفاوتی با توهمات دونالد ترامپ ندارد که با واقعیتهای شش ماه جنگ از هم پاشید. هر دانشجوی تازهکار علوم سیاسی میداند که کوچکترین درجهای از تضاد یا تناقض بین اهداف و ابزارها در کشوری که با تجاوز نظامی همهجانبه از سوی قدرتمندترین ماشین نظامی جهان - ماشینی عاری از هرگونه ملاحظات قانونی یا اخلاقی - مواجه است، برای سقوط، فروپاشی و تجزیه آن کشور با اولین حمله نظامی کافی بود.
اما هیچکدام از این اتفاقات در ایران رخ نداد، با وجود اینکه از همان روز اول جنگ تجاوزکارانه، رهبری این کشور و تعداد زیادی از مقامات سیاسی و نظامی آن ترور شدند.
ایران یک پروژه انقلابی علیه استکبار امپریالیستی را به جهان هدیه داد
بعد از اولین ماه جنگ در اواخر مارس همه اعتراف کردند که ایران با پایداری افسانهای خود یک پروژه انقلابی علیه استکبار امپریالیستی، جنون قدرت مطلق و نظام وحشی متشکل از اراذل و اوباش را به کل جهان هدیه داده است. این زمانی بود که آمریکا شاهد یکی از بزرگترین تظاهراتهای مردمی با حضور 15 میلیون نفر در ایالتهای مختلف بود.
در آن زمان شهروندان آمریکایی بیش از 3000 تجمع در سراسر آمریکا علیه ترامپ برگزار کرده و شعار «نه به پادشاه» سر دادند. این تظاهراتها در رد و محکومیت تجاوزی که آمریکا به خاطر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر علیه ایران انجام داده بود برگزار شد.
در این لحظه، 170 روز پس از جنگ، تصویر به این شکل است: یک دولت ایرانی با یک نظام سیاسی یکپارچه که بر یک هدف تغییرناپذیر، یعنی ایستادگی و دفاع از عزت و حاکمیت، متمرکز است و نبرد را در سطوح نظامی و سیاسی با مهارت برتر مدیریت میکند، در مقابل یک امپراتوری متکبر که توسط یک نفر اداره میشود که مواضع، اهداف و لفاظیهایش را بیشتر از لباسهایش تغییر میدهد و در تناقضات خود دست و پا میزند.
تقریباً همه امروز فهمیدند که ترامپ به زوال عقلی مبتلاست و دیگر کسی به مواضع او اهمیتی نمیدهد؛ همانطور که مایک کارلتون، روزنامهنگار کهنهکار استرالیایی که جنگ ویتنام را پوشش میداد، در مورد او گفت «ترامپ دیوانه است... ایالات متحده، و بنابراین کل سیاره، در چنگال یک روانپریش گرفتار است».
انتهای پیام/