فصل سیاست - انتقام در ادبیات شیعی را باید نام دیگر «عدالتِ تحققیافته» دانست؛ عدالتی که نه از سر احساس، بلکه بر پایه عقل، حق و مسئولیت در برابر ظلم تعریف میشود.
گروه سیاسی خبرگزاری مهر- محسن صمیمی: در ادبیات فقه سیاسی شیعه، «انتقام» هرگز مترادف با خشم، کینهورزی یا واکنش هیجانی نیست. هنگامی که رهبر انقلاب اسلامی در پیام خود بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران از «انتقام» به عنوان «خواست ملت» و «مأموریت الهی» سخن میگوید، این واژه در منظومه فکری شیعه معنایی متفاوت از برداشت رایج آن دارد؛ معنایی که ریشه در عدالت، مقابله با ظلم و جلوگیری از تکرار جنایت دارد.
فقه شیعه میان «انتقام شخصی» و «مجازات عادلانه» تفکیک قائل است. انتقام شخصی، که محصول غضب و احساسات فردی است، نه تنها ارزش محسوب نمیشود، بلکه میتواند به گسترش چرخه خشونت بینجامد. در مقابل، مجازات ظالم و احقاق حق مظلوم، یک ضرورت عقلی و شرعی است. از منظر عقل نیز اگر جنایت بدون پاسخ بماند، نه تنها عدالت مخدوش میشود، بلکه امنیت جامعه و بازدارندگی در برابر ظلم نیز از میان میرود. ایران یک کشور متمدن با حکومت و جامعه ای مترقی است و نباید اجازه داد دولتمردان بی بته کشوری بی ریشه ثبات، آرامش و امنیت آن را بازیچه خود قرار دهند.
از همین منظر، عبارت «انتقام خون پاک شهیدان» را نباید به معنای واکنشی احساسی تفسیر کرد. این تعبیر در ادبیات شیعه، بیش از آنکه بر خونخواهی فردی دلالت کند، بر استمرار عدالتخواهی و پاسخگو کردن عاملان جنایت تأکید دارد. همان منطقی که در فرهنگ عاشورا با شعار «یا لثارات الحسین» تبیین شده است؛ شعاری که هدف آن احیای عدالت و جلوگیری از فراموشی ظلم است، نه ترویج انتقامجویی کور.
نکته قابل توجه دیگر در این پیام، خارج کردن مسئله انتقام از سطح اشخاص و پیوند زدن آن با یک اراده جمعی است. آنجا که تأکید میشود «این امر متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست»، در واقع بر این نکته تأکید میشود که عدالت، وابسته به افراد نیست، بلکه یک مطالبه پایدار و فراتر از اشخاص است. در این نگاه، تحقق عدالت نباید با تغییر دولتها، مسئولان یا شخصیتها متوقف شود.
همچنین تعبیر «آزادگان دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد» نشان میدهد که مخاطب این پیام صرفاً یک جامعه یا یک ملت نیست. در این چارچوب، مبارزه با جنایت و حمایت از مظلوم، مسئولیتی فراملی و مبتنی بر وجدان انسانی معرفی میشود؛ مسئولیتی که مرزهای جغرافیایی را پشت سر میگذارد و بر یک اصل مشترک انسانی یعنی مقابله با ظلم استوار است.
بنابراین، اگر این بیانات را در چارچوب مبانی فقه شیعه تحلیل کنیم، «انتقام» در اینجا نه دعوت به خشونت بیضابطه، بلکه تأکید بر اجرای عدالت، جلوگیری از مصونیت جنایتکاران و حفظ بازدارندگی در برابر تکرار جنایت است. در این منطق، ظلم نباید بدون پاسخ بماند و خون مظلوم نباید به فراموشی سپرده شود؛ زیرا بیکیفر ماندن جنایت، خود زمینهساز ظلمهای بزرگتر خواهد بود. کمااینکه در روزهای گذشته در ادبیات دشمن تهدید به تروز نمود مجدد داشته است و تبدیل شدن آن به پدیده ای بی هزینه، آن را قاعده مند و خطرناک خواهد کرد. بدعتی که با به شهادت رساندن حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای شکل گرفت نباید به فرمولی ثابت در محاسبات دشمن تبدیل شود.
از این منظر، انتقام در ادبیات شیعی را باید نام دیگر «عدالتِ تحققیافته» دانست؛ عدالتی که نه از سر احساس، بلکه بر پایه عقل، حق و مسئولیت در برابر ظلم تعریف میشود و هدف نهایی آن، پایان دادن به چرخه جنایت و تثبیت امنیت و کرامت انسانی است.