فصل سیاست - استاددانشگاه تهران با تاکید بر اهمیت بازخوانی دشمنی آمریکا با ایران این موضوع را فراتراز اختلافات سیاسی دانست.
سیاسی
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم ، در آستانه سالروز 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، بازخوانی پیشینه روابط ایران و آمریکا و ریشههای تاریخی تقابل این دو کشور، فرصتی برای بررسی این پرسش است که آیا دشمنی واشنگتن با تهران از پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده یا ریشههای آن را باید در دههها پیش از انقلاب جستوجو کرد؟ بررسی تاریخ مداخلات آمریکا در ایران، بهویژه کودتای 28 مرداد 1332 حمایت از رژیم پهلوی و تلاش برای سلطه بر منابع و موقعیت راهبردی کشور، نشان میدهد که تقلیل این تقابل تاریخی به حوادث پس از انقلاب، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
در همین زمینه، یکی از موضوعات مهم، نقش تحریف تاریخ و جنگ شناختی در تغییر نگرش نسل جوان نسبت به گذشته و هویت ملی و دینی کشور است. رویکردی که با برجستهسازی برخی حوادث و نادیده گرفتن پیشینه مداخلات و اقدامات خصمانه قدرتهای خارجی، میکوشد جایگاه دوست و دشمن را در ذهن جامعه جابهجا کند.
از این منظر، بازخوانی تاریخ استعمار و تبیین ریشههای دشمنی آمریکا با ایران، آن هم از سوی نخبگان فکری جامعه و اساتید، ضرورتی برای تقویت آگاهی تاریخی و جلوگیری از تکرار روایتهای تحریفشده در میان نسلهای آینده است.
در گفت وگو با علیاکبر فراتی، عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، این موضوع را بررسی کردیم.
مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانید:
تسنیم: آیا تاریخچه دشمنی آمریکا با ایران به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و رفتارهای ایران و مسئولان انقلاب بازمیگردد؟ شما این موضوع را چگونه برای دانشجویان خود تبیین میکنید؟
فراتی: اینکه بگوییم آمریکا پس از انقلاب اسلامی با ما دشمن شد، در واقع به معنای خواندن داستان از فصلهای میانی، بلکه پایانی آن است. البته مسئله اصلی حتی فراتر از این است و به نوعی به نخواندن تاریخ و مطالعه نکردن بازمیگردد. افرادی که میهندوست بودند، هویت ملی و دینی داشتند و در این زمینه آثار مختلفی، از سخنرانی گرفته تا نوشته ارائه کردند، به تفصیل در این خصوص صحبت کردند.
از طرف دیگر، ناآگاهی از تاریخ آمریکا، تاریخ ایران و تاریخ استعمار در جهان نیز مسئله مهمی است. بخشی از این ناآگاهی به خود نهادها و افرادی بازمیگردد که باید طلایهداران و مسئولان تعلیم و تربیت، آگاهیبخشی و تبیین بودند، اما در این زمینه کوتاهی شده است.
این کوتاهی، هم در تربیت افرادی که به این مسائل آگاه باشند و در عین حال خودباخته فرهنگ غرب نباشند و تربیتشده دست آمریکا و انگلیس یا به لحاظهای مختلف وامدار آنها نباشند، وجود داشته و هم در نحوه آموزش و آگاهی دان به دانشآموزان، دانشجویان و اقشار جامعه دیده میشود.
دشمنی امریکا با ملتهایی است که میخواهند از چارچوب استکبار غرب رها شوند
این تاریخ باید از دوران کودکی و در قالبهای مختلف، از جمله انیمیشن، داستان و شیوههای گوناگون، برای فرزندان این ملت تبیین میشد. باید روشن میکردیم که آمریکا و بهطور کلی استعمار، چه استعمار پیر، یعنی روباه پیر انگلیس که همچنان خباثتهای خود را علیه کشورمان ادامه میدهد، چه آمریکا و چه کشورهای دیگری که البته دست آنها در مسائل ایران بهصورت مستقیم کمتر بوده مانند فرانسه، آلمان و دیگر کشورها، چه نقشی در تاریخ کشور ما داشتهاند.
جنگ شناختی دشمن با تحریف تاریخ و تضعیف هویت ملی و دینی دنبال میشود
وقتی تاریخ کشور خود را بهدرستی به نسلهای جدید منتقل و خدمات و خیانتهای آنها را نیز بهخوبی تبیین و روشنگری نکردیم و برای فرزندان ملت بازگو نکردیم، نتیجه این میشود عدهای به اشتباه آمریکا را دوست تلقی میکنند و در چنین شرایطی، جنگ شناختی دشمن بر برخی افراد اثر میگذارد.
دشمن در طول همه این سالها برنامهریزیهای متعددی برای شستوشوی مغزی افراد، ملت و بهطور خاص جوانان و نوجوانان ما داشته است. البته میبینیم تا حدی نیز در این زمینه، با توجه به تلاشهای متعدد در حوزههای مختلف و بهویژه فعالیتهای رسانهای و شبکههای اینترنتی، موفق شده است. فضای مجازی، شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای که از گذشته فعال بودند و هر از چند گاهی شکل و ساختار خود را تغییر دادند و با شیوههای جدید وارد میدان شدند از این دست نمونههاست.
این رسانهها از یکسو با درگیر کردن جوانان با مسائل غیراخلاقی و حاشیههای مختلف، هویت دینی و اسلامی ما را تحتالشعاع قرار دادند و از سوی دیگر، در حوزه هویت ملی نیز همین رویکرد را دنبال کردند. این رسانهها هویت ملی ما را نیز با تحریف تاریخ، تغییر جای شهید و جلاد، سفیدشویی منافقان و جانیان در حق ملت و سیاهنمایی از داخل کشور، خودتحقیری و مسائل دیگری از این دست، تحتالشعاع قرار میدهند.
تسنیم: علت اصلی بروز چنین نگاهی که آمریکا بعد از انقلاب با ما دشمن شد را در افراد و دانشجویان و جوانان در چه میدانید؟
فراتی: ما امروز بعضا با برخی آموزگاران و اساتیدی مواجه هستیم که خودتحقیری، سیاهنمایی داخلی، لگد زدن به انقلاب و جمهوری اسلامی و مسئولان آن و همچنین سفیدشویی آمریکا، اسرائیل و دشمنان قسمخورده ما را ترویج میکنند. آنها به شکل مستقیم و غیرمستقیم این موضوعات را به فرزندان ملت القا میکنند. بهگونهای که تصور کنند هر مشکلی که در کشور وجود دارد، به دلیل جمهوری اسلامی است.
چرا باید تاریخ استعمار و دشمنی آمریکا با ایران را برای نسل جوان بازخوانی کنیم؟
در مقابل، دشمنی با آمریکا را نیز از ناحیه ما قلمداد میکنند و این موضوع را به فرزندان ما القا میکنند که گویا ما باعث شدیم آمریکا پس از انقلاب با ایران دشمن شود؛ چراکه سفارت این کشور را گرفتیم. آنها مطرح میکنند که سفارت آمریکا، بهعنوان سفارت یک کشور در کشوری دیگر، دارای مصونیت بوده و حق آن بوده است که این مصونیت حفظ شود و مواردی از این دست را مطرح میکنند، بدون آنکه پشت ماجرا را برای مخاطب توضیح دهند.
تنها همین موضوع را برجسته میکنند که افرادی از دیوار سفارت بالا رفتند، آن را تسخیر کردند و کارکنانش را گروگان گرفتند و همین اقدامات باعث شد دشمنی آمریکا شکل بگیرد. چراکه آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت، چنین اقدامی را تحمل نکرد و در ادامه نیز اتفاقاتی رخ داد که آثار آن را طی بیش از چهار دهه گذشته مشاهده میکنیم.
این یک تلقی غلط است که از دادههای نادرست، ناقص و مسموم ایجاد میشود. ظاهر این استدلال، زیبا و حتی حقمدارانه به نظر میرسد. کسی که چنین موضوعی را مطرح میکند، ممکن است بگوید در علوم سیاسی و حقوق بینالملل چنین اصولی مطرح است و ما آنها را رعایت نکردیم درحالیکه پشت قضیه، مسئلهای فراتر از این مباحث وجود دارد.
تسنیم: شما علت و آغاز دشمنی آمریکا با ایران را از نظر تاریخی در چه دورهای می دانید؟
فراتی: دشمنی آمریکا و بهطور کلی استعمار با ایران و سایر کشورهایی که از جهات مختلف شرایطی مشابه ایران دارند، به پیش از انقلاب و سالهای بسیار قبل از آن بازمیگردد و شاید بتوان برای آن تاریخی نزدیک به یک قرن در نظر گرفت. آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، یعنی سیا، با همکاری بریتانیا کودتایی را سازماندهی کرد و دولت ملیگرا را سرنگون کردند. این کودتا یکی از اقدامات اصلی برای تبدیل ایران به ژاندارم آمریکا در خلیج فارس بود. بهگونهای که ایران به کشوری مطیع و خدمتگزاری بیمنت برای آنها تبدیل شود.
لانه جاسوسی؛ تنها یکی از فصلهای طولانی دشمنی آمریکا با ملت ایران
میدانید که آمریکا و انگلیس در آن دوران، ایران را ملک طلق خود میدانستند و بدون هیچگونه ابایی و حتی بدون اجازه گرفتن از کشور، از منابع آن استفاده میکردند. ایران را بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیک و جایگاهی که در منطقه و جهان دارد و همچنین قرار گرفتن در نقطهای حساس، همواره مورد توجه آنها بوده است. امروز تازه بیشتر متوجه میشویم تنگه هرمز چه جایگاهی دارد و ایران در چه موقعیت راهبردی قرار گرفته است.
از سوی دیگر، ایران منابع غنی و متنوعی در حوزه معادن، نفت، گاز و دیگر زمینهها دارد و همین موضوع نیز روشن میکند که چرا استعمار نسبت به این کشور طمع داشته و این طمع تا امروز ادامه یافته است. بنابراین، حملات نظامی و جنگافروزی علیه ملت ایران، جنگ ایران و عراق که پس از انقلاب رخ داد و همچنین تحریمها و فشارهای اقتصادی، همگی باید از این منظر بررسی شوند. این اقدامات ضربه به جمهوری اسلامی بود یا ضربه به ملت ایران؟ این نکتهای است که باید به آن توجه داشته باشیم.
کسانی که میگفتند ترامپ حمله کند و بهاصطلاح هدیه بیاورد و از این دست حرفها میزدند و نتانیاهو و ترامپ، این دو جنایتکار، را افرادی معرفی میکردند که قرار است ناجی ملت باشند، در واقع یا فریب آنها را خورده بودند یا منافعشان اقتضا میکرد که چنین تصویری ارائه دهند.
این مسئله نیز ناشی از همان جنگ ترکیبی است که نشان میدهد ملت در زمینه دشمنشناسی آنچنان که باید تقویت نشده است. گاهی فراموش میکنیم که در طول این 47 سال چه جنایاتی علیه ملت ایران رخ داده است. آنها حتی از ورود پانسمانهای بیماران پروانهای جلوگیری میکردند. باید پرسید این اقدامات برای چه بود؟ برای به زانو درآوردن دولت جمهوری اسلامی یا برای به فلاکت کشاندن ملت، ایجاد نارضایتی و نابود کردن فرزندان این ملت بود؟
بمبهایی که بر سر مدرسه شجره طیبه در میناب و لامرد و مناطق دیگر ریختند و همچنین حمله به زیرساختها، برای ضربه زدن به دولت و حکومت جمهوری اسلامی بود یا ملت ایران؟ پاسخ به این پرسش روشن است.
تحریمها و فشارهایی که با بهانههای مختلف برای به عقبنشاندن ملت از حقوق حقه خود، از جمله حق برخورداری از انرژی هستهای، استقلال و فناوریهای نوین اعمال میشد، با چه هدفی صورت میگرفت؟ آیا هدف این اقدامات، ایجاد سرسپردگی در ملت و برانداختن نظام جمهوری اسلامی بود یا نجات ملت؟ قطعاً چنین اقداماتی برای نجات ملت نبود.
دشمنی آمریکا با ملت ایران، فراتر از اختلافات پس از انقلاب است
حتی اگر به فرض محال، آنها میتوانستند نظام جمهوری اسلامی را براندازند و نظام دیگری را جایگزین کنند ــ که البته موفق به این کار نمیشدند، زیرا ملت ایران چنین اجازهای به آنها نمیداد ــ باز هم دست از سر این ملت برنمیداشتند و تا آخرین قطره خون آن را میمکیدند؛ مانند زالوهایی که قربانی خود را رها نمیکنند.
بنابراین، این اقدامات هیچ ارتباطی با ادعاهایی مانند حقوق بشر، دموکراسی، تهدید و موارد مشابه ندارد. حتی پیش از جنگ جهانی دوم نیز حضور آمریکا در ایران را مشاهده میکنید؛ حضوری که در آن زمان به مستشاران مالی و نظامی محدود بود. همین عنوان مستشاری نیز پوششی برای نفوذ آمریکا در ایران و تثبیت سلطه آن بر کشور بود.
کودتای 28 مرداد؛ نقطه عطف نفوذ و سلطه آمریکا بر ایران
از سال 1320، با گسترش حضور و نفوذ آمریکا و اقداماتی مانند کودتا، زمینه برای رقم خوردن تحولات بعدی فراهم شد. نقطه عطف نفوذ آمریکا در ایران، کودتای 28 مرداد 1332 بود. پس از ملی شدن صنعت نفت توسط دولت مصدق، آمریکا و انگلیس با همکاری سازمانهای اطلاعاتی سیا و امآی6، کودتا را طراحی کردند، دولت مصدق را سرنگون کردند و شاه را به قدرت بازگرداندند.
پس از این کودتا، آمریکا بهعنوان حامی اصلی رژیم پهلوی ظهور پیدا کرد و نفوذ خود را در ارتش، ساواک و اقتصاد ایران گسترش داد. درآمدهای نفتی ایران نیز به شکلهای مختلف به آمریکا میرسید و ایران در آن زمان بهنوعی به گاو شیرده آمریکا تبدیل شده بود. بنابراین، دشمنی آمریکا و انگلیس با ایران به سالهای بسیار دور بازمیگردد و نباید تاریخ این دشمنی را به دوران پس از انقلاب محدود کرد.
تسنیم: از منظر شما علت وقوع حادثه سفارت آمریکا چه بود؟
فراتی: مکانی که پیش از آن بهعنوان سفارت یک کشور شناخته میشد، در عمل وظایف معمول یک سفارتخانه، یعنی برقراری روابط دیپلماتیک، ارتباطات فرهنگی و سیاسی و تقویت روابط میان دو کشور را انجام نمیداد. در آنجا جاسوسی و برای کودتا برنامهریزی انجام میدادند و افرادی را برای مقابله با نظام تربیت میکردند.
این اقدامات حتی پیش از انقلاب نیز وجود داشت و موضوعی نبود که پس از انقلاب آغاز شده باشد. فعالیت آنها از قبل از انقلاب به این شکل بود که تحولات کشور را رصد میکردند تا بدانند ایران چگونه پیش میرود و برای آینده آن چگونه باید برنامهریزی کنند. بسیاری از کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به همین شکل و با طراحی بریتانیا شکل گرفتند. انگلیس نقشه این کشورها را ترسیم کرد و ساختار آنها را بهگونهای شکل داد که بتواند منطقه را تحت سلطه خود نگه دارد و از منابع آن بهصورت مطلق بهرهبرداری کند.
در چنین شرایطی، مردم این کشورها در موقعیتی قرار میگرفتند که با وجود حضور مستشاران خارجی، تصور کنند از نظر اقتصادی و سایر زمینهها در حال پیشرفت هستند. درحالیکه سلطه خارجی همچنان برقرار بود. از طرف دیگر، شاهانی بر این کشورها گمارده میشدند که تحت سلطه قدرتهای خارجی بودند. خود این شاهان نیز افرادی بودند که تمام ثروت کشور را برای خود و اطرافیانشان میخواستند و در مقابل، بسیاری از مردم در رنج و فلاکت به سر میبردند و از امکانات مختلف محروم بودند. این موضوع در منابع مختلف آمده و مستنداتی نیز درباره آن وجود دارد. حتی مستندهای تلویزیونی متعددی در این زمینه ساخته شده است.
دشمنی آمریکا با ایران به تسخیر لانه جاسوسی محدود نمیشود
این مسئله و موارد مشابه، از گذشته درباره ایران به عنوان کشوری که منابع و ثروتهای متنوعی دارد، از جایگاه ویژهای در کره زمین برخوردار است و مردمان خاص خود را دارد، بوده است.
از همین رو، استعمارگران همواره برای ایجاد کودتاهای مختلف، برای دامن زدن به دشمنی میان طوایف و ایجاد اختلافات مذهبی و قومی تلاش کردهاند. تجزیه ایران نیز همواره یکی از اهداف مورد نظر آنها بوده است تا بتوانند راحتتر بر این کشور سلطه پیدا کنند و منابع آن را به غارت ببرند. در واقع همواره به دنبال نابودی و بلعیدن ملت ایران بودند.
اما ایران، این کشور بزرگ، با انقلاب اسلامی و اقتداری که امام عزیز و راحل، به ملت بخشیدند، مسیر دیگری را در پیش گرفت. خودباوری دینی و ملی که ملت ما از امام دریافت کرد، در کنار رشادتهای شهیدان و بزرگان این سرزمین و پس از آن با زعامت امام شهیدمان، موجب شد این راه ادامه پیدا کند و استوارتر شود.این درخت تنومند روزبهروز گستردهتر شد و همچنان شاخساران آن در حال گسترش و میوه دادن است.
البته ممکن است موریانههایی به جان این کشور بیفتند و بخواهند از درون آن را پوک و پوسیده کنند، اما انشاءالله با آنها برخورد قاطع خواهد شد و این مسائل به هیچوجه سد راه ملت ایران نخواهد شد و این سیل خروشان الهی، همه خسوخاشاکهای اپستینی را نابود خواهد کرد.
امیدواریم بیشتر و بهتر درباره تاریخچه دشمنیها و ددمنشیهای استعمار در سراسر جهان مطالعه کنیم و ببینیم که مسئله آنها فقط ایران نیست. مسئله آمریکا، انگلیس، فرانسه و قدرتهای مشابه، در کشورهای مختلف جهان نیز قابل مشاهده است.
برای نمونه، خود آمریکا با قتلعام بومیان این سرزمین شکل گرفت. ثروتهایی که این کشورها با اتکا به آن خود را جهان اول و کشورهای پیشرفته معرفی میکنند، از کجا بهدست آمده است؟ بخش بزرگی از این ثروتها حاصل غارت مردمان جهان، قتلعام ملتها، به فلاکت کشاندن انسانهای مظلوم و سلطه بر سرزمینهای مختلف است.
آنها سلطه خود را بر دیگران تحمیل میکنند، مردم را تحت ظلم قرار میدهند و بدون هیچ واهمهای از آنها بهرهکشی میکنند. تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، خودشان، لذت و سود خودشان است. در واقع، دو مسئله برای آنها در اولویت قرار دارد: اینکه سود من در چیست و لذت من در چیست؟ به چیز دیگری نمیاندیشند و اصول و مبنای رفتارشان در بسیاری از اقدامات همین دو موضوع است.
این مسائل باید بهخوبی برای جوانان امروز و فرزندان این سرزمین تبیین شود تا مبادا به اشتباه تصور کنند کسانی که دشمن ما هستند، دوستان ما هستند و ما آنها را به دشمنی با خود وادار کردهایم.
انتهای پیام/