سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

سیاست خارجی

بقائی: کودتای ۲۸مرداد پس از امید نخبگان ایرانی به آمریکا اتفاق افتاد

فصل سیاست - سخنگوی وزارت خارجه گفت: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس از امید بستن نخبگان ایرانی به آمریکا و ناامیدی آنان از رفتارهای تحقیرآمیز انگلیس و مخالفت این کشور با ملی شدن صنعت نفت اتفاق افتاد.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - سخنگوی وزارت خارجه گفت: کودتای 28 مرداد 1332 پس از امید بستن نخبگان ایرانی به آمریکا و ناامیدی آنان از رفتارهای تحقیرآمیز انگلیس و مخالفت این کشور با ملی شدن صنعت نفت اتفاق افتاد.

به گزارش خبرنگار مهر، اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست علمی «مواجهه تمدنی ایران و امریکا، دیروز، امروز، فردا» و تحلیل و بررسی نحوه مواجهه با امریکا در منظومه فکری امام مجاهد شهید در فرهنگستان علوم ، اظهار کرد : طی چند دهه گذشته، بارها از عبارت «دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا» استفاده شده است؛ اگر تا پیش از دو سال اخیر و شاید پیش از ترور شهید سلیمانی، بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا بیانگر احساس ایرانیان نسبت به آمریکایی‌ها بود، به نظر می‌رسد پس از تحولات اخیر، به‌ویژه در هشت ماه گذشته، باید از تعابیر متفاوتی برای توصیف این وضعیت استفاده کنیم.
وی افزود: پیش از هر چیز باید بررسی کنیم که دلیل این بی‌اعتمادی چیست و آیا ایرانیان مسئول و مسبب شکل‌گیری آن بوده‌اند یا اینکه ماجرا از جای دیگری آغاز شده است. بسیاری از اساتید معتقدند ریشه اختلافات ایران و آمریکا به سال 1332 بازمی‌گردد؛ هرچند می‌توان به مقاطع پیش از آن نیز اشاره کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: بازخوانی حوادث تاریخی شاید تکراری به نظر برسد و حتی تکرار برخی موضوعات به کلیشه تبدیل شود، اما برای بهره‌گیری از تجربه پیشینیان و تعیین مسیر آینده، ناگزیر از مرور تاریخ هستیم؛ زیرا درک نادرست از تجربیات گذشته می‌تواند ما را در انتخاب مسیر آینده دچار انحراف کند.
وی ادامه داد: کودتای 28 مرداد 1332 پس از امید بستن نخبگان ایرانی به آمریکا و ناامیدی آنان از رفتارهای تحقیرآمیز انگلیس و مخالفت این کشور با ملی شدن صنعت نفت اتفاق افتاد؛ زمانی که ایران ناگزیر شد به آمریکا پناه ببرد، اما نتیجه این اعتماد را مشاهده کردیم.
بقائی عنوان کرد: از آن زمان بی‌اعتمادی شکل گرفت؛ زیرا ایرانیان احساس کردند آمریکا از پشت به آنان خنجر زده است. این اتفاق تاریخی صرفاً یک حادثه نبود، بلکه پیامدهای مستقیم آن تا 25 سال ادامه یافت و به سلطه دیکتاتوری بسیار خشنی بر ایران انجامید. تجربه سیطره‌طلبی و تحقیر شدن از سوی یک طرف بیگانه و پیامدهای آن نیز در حافظه جمعی ایرانیان باقی ماند.
وی بیان کرد: رفتار آمریکایی‌ها این سوءظن و بی‌اعتمادی را در میان ایرانیان ایجاد کرد و آمریکا پس از آن نیز هیچ‌گاه برای ترمیم این وضعیت تلاش نکرد؛ حتی در حد یک عذرخواهی.
رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه ادامه داد: پس از آن، با مرور سریع تحولات تاریخی به جنگ تحمیلی هشت‌ساله می‌رسیم؛ جنگی که اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد آمریکا با تمام توان به رژیم عراق کمک کرد.
بقائی اظهار کرد: پس از جنگ تحمیلی هشت ساله، دیگر تردیدی وجود ندارد که آمریکا با تمام توان به رژیم صدام کمک کرد. پس از آن نیز حادثه تروریستی هواپیمای مسافربری ایران و اعمال تحریم‌های سنگین علیه کشورمان رخ داد.
وی افزود: در دوره بوش پسر، قرار دادن ایران در محور شرارت از دیگر اقدامات آمریکا بود. انتظار نمی‌رفت پس از تحولات منجر به جنگ آمریکا با افغانستان با عنوان مبارزه با تروریسم، ایران به هدف نخست این کشور تبدیل شود. هرچند بعدها عراق در اولویت قرار گرفت، اما تلاش برخی بازیگران بین‌المللی نزدیک به آمریکا برای تبدیل ناگهانی ایران به بخشی از محور شرارت، اقدامی معنادار بود. این عداوت نیز فارغ از اینکه جمهوری‌خواهان یا دموکرات‌ها در آمریکا بر سر کار باشند، ادامه پیدا کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: یکی از نقاط اوج این روند، جنایت ترور شهید سلیمانی بود؛ اقدامی که صرفاً یک قتل و ترور نبود، بلکه ضربه به قهرمان ملی و منطقه‌ای و یکی از نمادهای حاکمیت ایران محسوب می‌شد.
وی ادامه داد: اکنون تکلیف بسیار روشن شده است. اگر پیش از این، به‌ویژه در دوره حکومت دموکرات‌ها، تعابیری مانند حقوق بشر و آزادی پوششی برای اقدامات آمریکا بود و گاهی موجب انحراف افکار عمومی می‌شد، اکنون به‌سرعت تمدن امروز ایران را به دوران خشایار شاه پیوند می‌زنند. بارها گفته‌ام که دعوای ما با ایران 2300 ساله است. این موارد نشان می‌دهد نگاه آنان به ایران و ملت ایران فراتر از اختلافات ژئوپلیتیک، منافع مادی، انرژی و سایر مسائل است؛ هرچند این موضوعات نیز وجود دارند، اما مسئله ابعاد کلان‌تری دارد و به دو نوع نگرش، منش و روش درباره انسان بازمی‌گردد.
رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه عنوان کرد: شناخت این واقعیت برای آگاهی از موقعیت خود و تعیین مسیر در حوزه دیپلماسی و دفاع اهمیت دارد. البته این مسئله به معنای بستن مسیر دیپلماسی یا قطع هرگونه تعامل با جهان و آمریکا نیست. تعامل به معنای دوستی نیست و با توجه به عملکرد آمریکا، اعتماد میان ما و این کشور ترمیم نخواهد شد؛ اما دیپلماسی را ابزاری برای تأمین منافع ملی می‌دانیم که مکمل میدان و در حقیقت، دفاع از منافع ملی است.
وی بیان کرد: باید توجه داشت که اختلافات ما مقطعی نبوده و ایران مسبب آن نبوده است. ایرانیان از ابتدا با حسن نیت وارد تعامل شدند و برای ایجاد تعادل در روابط خود با انگلیس به سراغ آمریکا رفتند، اما با چنین وضعیتی مواجه شدند.
بقائی اظهار کرد: مهم‌ترین تفاوت دیدگاه ایران و آمریکا در این است که نگاه آمریکا به ایران و سایر کشورها، نگاهی ابزاری و مبتنی بر برتری‌جویی است. شاید هیچ دولتی در آمریکا به اندازه دولت فعلی این رویکرد را آشکار نکرده باشد. رفتار این کشور با همسایه نزدیک خود، کانادا، را مشاهده کنید که هر از چندگاهی اعلام می‌کند این کشور باید به ایالت پنجاه‌ و یکم آمریکا تبدیل شود. چنین نگاهی در روابط آمریکا با اروپایی‌ها و کشورهای منطقه نیز مشاهده می‌شود.
وی افزود: ممکن است این رویکرد برای برخی کشورها عادی شده باشد، اما برای ایرانیان پذیرفتنی نیست. ما نمی‌توانیم برخورد از موضع بالا را بپذیریم. این موضع هم مبتنی بر تمدن، فرهنگ و مذهب ماست و هم یکی از اصول حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: ممکن است برخی تصور کنند موضع ایران صرفاً ناشی از منطق قدرت است، اما این موضع بر اصول و قواعدی استوار است که در سال 1945 و در سانفرانسیسکو تدوین شد؛ از جمله اصل برابری حاکمیت دولت‌ها و حق تعیین سرنوشت. این اصول حاصل اجماع بین‌المللی پس از تجربه سنگین دو جنگ جهانی است و توسط یک یا چند کشور به‌تنهایی ابداع نشده است.
وی ادامه داد: آمریکا در روابط خود با کوبا، ونزوئلا و سایر کشورها این اصول را نقض می‌کند و به برابری حاکمیت دولت‌ها پایبند نیست. اصل حق تعیین سرنوشت نیز از اصول بنیادین حقوق بشر است که نمونه روشن نقض آن را در وضعیت فلسطین اشغالی مشاهده می‌کنیم؛ جایی که از ابتدا حق تعیین سرنوشت یک ملت نادیده گرفته شده است.
رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه بیان کرد: اگر سال 1945 و تدوین منشور سازمان ملل متحد را آغاز روندی جدید در تمدن انسانی بدانیم، هم‌زمان با آن، روندی کاملاً متناقض با تشکیل رژیم صهیونیستی آغاز شد که مبنا و اساس آن نفی حق تعیین سرنوشت یک ملت بود. این مسئله نشان‌دهنده تناقض نظری و عملی در رویکرد غرب و آمریکا از همان ابتداست؛ از یک سو بر اصول منشور ملل متحد، حق تعیین سرنوشت و احترام به حاکمیت دولت‌ها تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، حامی بزرگ‌ترین نقض این اصول هستند؛ روندی که همچنان ادامه دارد.
بقائی اظهار کرد: برای شناخت مسیری که طی 50 تا 60 سال گذشته پیموده‌ایم، بهترین راه بازخوانی تجربه‌هاست. این اقدام بسیار ارزشمند است؛ زیرا اگر تجربه‌های تاریخی بازخوانی نشوند، به فراموشی سپرده می‌شوند یا با تفسیرهای انحرافی مواجه خواهند شد و این مسئله موجب غبارآلود شدن مسیر آینده می‌شود.
وی افزود: در 12 سال اخیر نیز تحولات مهمی رخ داده است. موضوع هسته‌ای ایران به بزرگ‌ترین بهانه و به عبارتی، یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌های غرب در 70 تا 80 سال اخیر تبدیل شده است. شاید دروغی به بزرگی ادعای تهدید هسته‌ای ایران در جهان مطرح نشده باشد. این ادعا مبنای فشارها و تنگناهای گسترده علیه ملت ایران قرار گرفت و با وجود اینکه هیچ دلیلی برای کوچک‌ترین انحراف از مسیر صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران پیدا نکرده‌اند، همچنان حاضر نیستند از آن دست بکشند.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: تکرار این ادعا به بخشی از سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ سیاستی که در موضوع هسته‌ای و راهبرد خاورمیانه‌ای، متأثر از اقدامات رژیم صهیونیستی بوده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به برجام، اظهار کرد: در سال 2015 تفاهمی حاصل شد که با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تأیید شد، اما آمریکا در سال 2018 آن را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران یک سال صبوری کرد، ولی نه کشورهای اروپایی به تعهدات خود عمل کردند و نه آمریکا کوچک‌ترین انعطافی نشان داد؛ ازاین‌رو، ایران پس از یک سال کاهش پلکانی تعهدات خود را آغاز کرد.
وی افزود: آمریکا در میانه دو فرآیند مذاکراتی، میز مذاکره را منهدم کرد و به ایران حمله کرد؛ درحالی‌که میانجیگر عمانی تنها دو روز پیش از آن از پیشرفت قابل ملاحظه مذاکرات خبر داده بود. همچنین، رئیس‌جمهور آمریکا تنها 30 تا 40 دقیقه پیش از حمله 23 خرداد 1404 اعلام کرده بود که تمام دولت خود را مأمور مذاکره با ایران کرده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: این رفتار نشان می‌دهد آمریکا دیپلماسی را ابزاری برای تحمیل خواسته‌های خود می‌داند؛ رویکردی که ایران آن را نمی‌پذیرد. اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا درباره بازگرداندن ایران به عصر حجر و اینکه مشکل واشنگتن با ایرانیان چند هزار ساله است، نشان می‌دهد مسئله صرفاً نوع نظام حکومتی نیست، بلکه با ایران به‌عنوان یک موجودیت تاریخی و تمدنی دارای ظرفیت‌های کم‌نظیر تقابل دارند.
وی ادامه داد: مقاومت هشت ماه اخیر مردم ایران، تداوم پنج دهه و به عبارتی هفت تا هشت دهه تقابل آمریکا با ایران است. الگوی تحریم‌ها نیز از سوی انگلیسی‌ها در دهه 1330 و پیش از ملی شدن صنعت نفت پایه‌گذاری شد. آن‌ها حتی موضوع ایران را به شورای امنیت بردند و ملی شدن صنعت نفت را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی معرفی کردند؛ رویکردی که بعدها درباره برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران نیز تکرار شد.
رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه عنوان کرد: هدف طرف مقابل، جلوگیری از دستیابی ایران به جایگاه شایسته خود با وجود ظرفیت‌های انسانی، تاریخی، تمدنی، ژئوپلیتیک، مادی و معنوی آن است؛ اما تاکنون موفق نشده‌اند.
بقائی بیان کرد: ایران در همین هشت ماه با اتکا به دارایی‌های تاریخی، تمدنی، مادی و معنوی خود مقاومت کرد و اقتدار صدهاساله و هزاران‌ساله کشور بازتولید شد. باید قدر این ظرفیت‌ها و تجربیات را بدانیم و مسیر تأمین مصالح و سربلندی ملت ایران را ادامه دهیم.


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار