چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵

امنیتی، دفاعی

از جنگ خارجی تا بی‌ثبات‌سازی داخلی؛بررسی احتمال فعال شدن هسته‌های آشوب

فصل سیاست - از جنگ ۱۲ روزه تا کنون به نظر می‌رسد که ترکیب عملیاتی که اسرائیل و آمریکا برای مهار و تضعیف جمهوری اسلامی به کار گرفته‌اند، مجموعه‌ای شامل تحریم، شورش‌های اجتماعی، ترور و جنگ بوده است.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - از جنگ 12 روزه تا کنون به نظر می‌رسد که ترکیب عملیاتی که اسرائیل و آمریکا برای مهار و تضعیف جمهوری اسلامی به کار گرفته‌اند، مجموعه‌ای شامل تحریم، شورش‌های اجتماعی، ترور و جنگ بوده است.

یادداشت مهمان_ زینب یوسف‌وند، کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه: از جنگ 12 روزه تا کنون به نظر می‌رسد که ترکیب عملیاتی که اسرائیل و آمریکا برای مهار و تضعیف جمهوری اسلامی به کار گرفته‌اند، مجموعه‌ای شامل تحریم، شورش‌های اجتماعی، ترور و جنگ بوده است؛ چرخه‌ای که تکرار آن می‌تواند با هدف دستیابی به اهداف در میز دیپلماسی یا در میدان دنبال شود. در این چارچوب، مسئله فقط میزان خسارتی نیست که حملات نظامی به زیرساخت‌های کشور وارد می‌کنند، بلکه باید بررسی کرد که آیا فشار خارجی می‌تواند به فعال شدن ظرفیت‌های بی‌ثبات‌سازی در داخل ایران نیز منجر شود یا خیر.
در این نوشتار به دنبال بررسی احتمال فعال شدن هسته‌های آشوب و ترور در ایران از سوی اسرائیل و آمریکا هستیم. فرضیه اصلی این است که در صورت تداوم تقابل نظامی، ممکن است دو مسیر مکمل برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی دنبال شود: نخست، ایجاد ناامنی در استان‌های مرزی از طریق گروه‌های مسلح و شبکه‌های خرابکاری با هدف فرسایش ظرفیت امنیتی و فراهم کردن زمینه مداخله خارجی؛ دوم، فعال کردن شبکه‌های اطلاعاتی و عملیاتی در مناطق مرکزی، به‌ویژه تهران، با هدف ایجاد اختلال، افزایش هزینه کنترل امنیت داخلی و پیوند زدن ناآرامی‌های اجتماعی با عملیات خرابکارانه.
1. گروه FOG؛ از تجربه جنگ اوکراین تا اهمیت شبکه‌های شبه‌نظامی در پیرامون ایران
یکی از موضوعاتی که در بررسی سناریوی گسترش جنگ به محیط داخلی ایران باید مورد توجه قرار گیرد، ظهور مجموعه‌هایی است که در مرز میان نیروهای نظامی رسمی، پیمانکاران امنیتی و شبکه‌های مسلح غیردولتی فعالیت می‌کنند. اهمیت این مجموعه‌ها صرفاً در توان رزمی اعضای آنها نیست؛ مسئله مهم‌تر، قابلیت حضور در چند محیط عملیاتی، ارتباط با شبکه‌های نظامی و امنیتی و فعالیت در حوزه‌هایی است که مسئولیت‌پذیری رسمی دولت‌ها در قبال آنها می‌تواند مبهم‌تر باشد. گروه آمریکایی Forward Observations Group یا FOG یکی از مجموعه‌هایی است که در این چارچوب ارزش بررسی دارد.
برخلاف تصویری که از یک یگان کلاسیک نیروهای ویژه وجود دارد، FOG را باید با احتیاط به‌عنوان یک شبکه شبه‌نظامی و تاکتیکی غیردولتی بررسی کرد، نه یک یگان رسمی ارتش آمریکا با ساختار فرماندهی شناخته‌شده. اهمیت این مجموعه از آنجا ناشی می‌شود که گزارش تحقیقی منتشرشده در نشریه Intelligence Online در 11 ژوئن 2025، از ارتباطات آن با آموزش نظامی، فعالیت‌های مرتبط با جنگ پهپادی و عملیات ویژه سخن گفته و مدعی شده است که این شبکه در اوکراین و آفریقا نیز نقش‌هایی ایفا کرده است. این گزارش همچنین به ارتباط آن با آموزش نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا در فورت براگ اشاره می‌کند.
نکته مهم در خصوص استقرار این واحد این است که همه ظرفیت‌های نظامی و اطلاعاتی لزوماً در قالب یگان‌های رسمی و قابل شناسایی به کار گرفته نمی‌شوند. شبکه‌های متشکل از نیروهای باتجربه، مربیان تاکتیکی، متخصصان فناوری‌های نظامی و ارتباطات میدانی می‌توانند در کنار ساختارهای رسمی یا مستقل از آنها فعالیت کنند و اقدامات آنها مسئولیتی را متوجه دولت امریکا نکند. درباره FOG همچنین گزارش‌هایی از حضور اعضای آن در جنگ اوکراین و انتشار تصاویر مربوط به فعالیت‌های این مجموعه در عراق، سوریه و یمن نیز منتشر شده است.
در خصوص ایران و حضور این گروه در اربیل عراق در ماه گذشته، موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که گزارش آسوشیتدپرس در 5 مارس 2026 درباره گروه‌های مسلح کرد ایرانی مستقر در شمال عراق را به همراه صحبت های دونالد ترامپ در خصوص مسلح کردن آنها را در نظر بگیریم.
در فرضیه این نوشتار حضور گروهی مانند FOGبا هدف آموزش این نیروها و پشتیبانی از آنها در زمان شکل گیری یک بحران مرزی کاملا منطقی و امکان پذیر است و تجربه عملیاتی این گروه علیه روسیه در اوکراین نیز تایید کننده این فرض است.
2. افزایش حملات مسلحانه در جنوب شرق؛ فشار امنیتی در عمق مرزها
جنوب شرق ایران یکی از مناطقی است که به دلیل شرایط جغرافیایی، طولانی بودن مرزها، فعالیت گروه‌های مسلح و وجود شبکه‌های فرامرزی، از ظرفیت بیشتری برای تداوم درگیری‌های امنیتی برخوردار است. همین ویژگی باعث می‌شود که تحولات این منطقه در شرایط جنگ خارجی اهمیت بیشتری پیدا کند؛ زیرا افزایش حملات مسلحانه می‌تواند نیروهای امنیتی را درگیر مأموریت‌های مستمر کند و هم‌زمان هزینه حفاظت از زیرساخت‌ها، مسیرهای ارتباطی و مراکز نظامی و انتظامی را افزایش دهد.
بررسی گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که مسئله ناامنی در جنوب شرق صرفاً یک نگرانی فرضی نیست. بر اساس گزارش فکت‌نامه در 30 مهر 1405، از ابتدای سال تا 29 مهر دست‌کم 74 رویداد مسلحانه در جنوب شرق ایران ثبت شده است. این رویدادها شامل حملات مسلحانه، درگیری با نیروهای امنیتی، ترور، بمب‌گذاری و عملیات علیه مراکز نظامی و انتظامی بوده‌اند. در همین گزارش، مهرماه با ثبت 28 رویداد، بیشترین تعداد حوادث در دوره بررسی‌شده را به خود اختصاص داده است؛ در حالی که این تعداد برای شهریور 11 مورد و برای مرداد 9 مورد گزارش شده بود. افزایش تعداد حوادث در یک بازه زمانی محدود، به‌ویژه در شرایطی که کشور با فشار نظامی خارجی روبه‌رو است، موضوعی است که نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی عبور کرد.
از منظر فرضیه این نوشتار، سه احتمال قابل بررسی است: نخست، گروه‌های مسلح با استفاده از فرصت ایجادشده در شرایط جنگی، به‌صورت مستقل دامنه فعالیت خود را افزایش دهند؛ دوم، بازیگران خارجی تلاش کنند از ظرفیت موجود این گروه‌ها برای افزایش فشار بر ایران بهره‌برداری کنند؛ سوم، بخشی از حوادث در چارچوب یک روند هماهنگ‌تر قرار داشته باشند و زمینه ای برای تسهیل حضور بازیگران خارجی در آن منطقه هستند.
3 . تجربه دی‌ماه 1404 ؛ مرز میان اعتراض خیابانی و عملیات خرابکارانه
یکی از موضوعاتی که در بررسی امنیت داخلی ایران اهمیت دارد، امکان هم‌زمانی اعتراضات اجتماعی با فعالیت شبکه‌های خرابکاری است. اعتراضات خیابانی، به‌خودی‌خود، نه نشانه فعالیت اطلاعاتی خارجی هستند و نه می‌توان همه شرکت‌کنندگان در آنها را در یک چارچوب امنیتی واحد قرار داد. با این حال، از منظر تحلیل تهدید، باید احتمال بهره‌برداری سازمان‌یافته از بحران‌های اجتماعی را نیز در نظر گرفت.
در دی‌ماه 1404، هم‌زمان با گسترش اعتراضات، مسئله حمایت خارجی از ناآرامی‌ها به‌صورت علنی مطرح شد. در 31 دسامبر 2025، حساب فارسی‌زبان منتسب به موساد در شبکه اجتماعی ایکس، معترضان را به ادامه حضور در خیابان‌ها دعوت کرد و از حمایت وحتی حضور نیروهای اسرائیل در میان آشوبسازان سخن گفت. این موضع‌گیری علنی نشان می‌دهد که دست‌کم بخشی از دستگاه اطلاعاتی اسرائیل تلاش داشت خود را به تحولات اعتراضی داخل ایران مرتبط کند و در چارچوب آن از اهداف خود بهره بداری کند. بحران اجتماعی ممکن است محیطی را ایجاد کند که در آن فعالیت بازیگران مختلف، از معترضان مستقل تا گروه‌های فرصت‌طلب و شبکه‌های خرابکاربه هم‌زمان و به عنوان تسهیل و تسریع کننده یکدیگر رخ دهد.
جمع‌بندی: احتمال یک کارزار ترکیبی بسیار قوی است
مجموع تحولات بررسی‌شده نشان می‌دهد که فرضیه پیوند میان فشار خارجی و تلاش برای اثرگذاری بر امنیت داخلی ایران، از نظر راهبردی قابل بررسی است. افزایش رویدادهای مسلحانه در جنوب شرق، وجود گروه‌های مسلح فرامرزی، امکان بهره‌برداری از بحران‌های اجتماعی و مواضع علنی رهبران اسرائیل درباره تغییرات داخلی ایران، هرکدام بخشی از زمینه این بحث را تشکیل می‌دهند. .
تجربه دی‌ماه 1404 و اظهارات نتانیاهو نیز نشان می‌دهند که مسئله اعتراضات داخلی در محاسبات سیاسی اسرائیل مطرح بوده است و صحبتهای ترامپ در خصوص مسلح کردن گروههای کرد به خوبی برنامه ریزی آنها برای آشوب در مناطق مرزی را آشکار میسازد. اگر فرضیه اصلی این نوشتار را مبنا قرار دهیم، سناریوی قابل بررسی این است که کمپینی در قالب یک بحران امنیتی چندبعدی در دست طراحی و برنامه ریزی توسط امریکا و اسرائیل است و آنها به دنبال این هستند تا با ایجاد پیوند بین این لایه ها اهداف خود را تعقیب کنند.
اما اینکه این اهداف صرفا به یک فشار برای امتیاز گیری محدود خواهد ماند و یا میتواند به عملیات نظامی زمینی منجر شود بستگی به سیالیت میدان نظامی دارد. در صورتی که فشار این بحران بر نیروهای امنیتی موجب تضعیف کنترل شود قطعا طراحی طرف مقابل به سمت عمیق کردن بحران و در نهایت حرکات نظامی در روی زمین حرکت خواهد کرد.


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار