پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵

سیاست داخلی

زنجیره انسانی استادی؛ زنجیره مسئولیت

فصل سیاست - «زنجیره انسانی استادی»از جنس سلسله‌مراتب اداری نیست،ازجنس پیوند حلقه‌های مسئولیت و باور به مقاومت و ایثار است.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - «زنجیره انسانی استادی»از جنس سلسله‌مراتب اداری نیست،ازجنس پیوند حلقه‌های مسئولیت و باور به مقاومت و ایثار است.

سیاسی
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم ، جواد بخشی الموتی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در یادداشتی، نوشت: «زنجیره انسانی استادی» از جنس سلسله‌مراتب اداری نیست؛ از جنس پیوند حلقه‌های مسئولیت است. باور به مقاومت و آمادگی برای جانفشانی برای ایران تصویری ماندگار و اثرگذار است.
کاروان 110 نفره استادان دانشگاه از سراسر کشور وارد میناب شد
در این یادداشت آمده است:
در هرمز، زمین سرخ است و دریا فیروزه‌ای؛ و آدم، میان این دو رنگ، ناگهان می‌فهمد که جغرافیا فقط نقشه نیست، حافظه است. کاروان یکصد و ده‌نفره استادان که به استان هرمزگان وارد شد، اگر تنها یک خبر باشد، قطاری از تصاویر می‌سازد و در ذهن شنونده می‌گذرد؛ اما اگر حضوری میدانی باشد، به «زنجیره انسانی استادی» بدل می‌شود: زنجیره‌ای از آگاهی، مسئولیت و انتقال. ما اینجا نه برای تماشا آمده‌ایم و نه برای تکرار شعار؛ آمده‌ایم تا زمین و دریا و حافظه‌ای را بخوانیم که در هیاهوی تهدیدها گاه از دیده‌ها پنهان می‌ماند. جزیره با خاک سرخ و آب فیروزه‌ای، کلاس درس میدانی ماست؛ کلاسی که در آن جغرافیا، تاریخ و امنیت، انسان را هم‌زمان آموزش می‌دهند.
«زنجیره انسانی استادی» از جنس سلسله‌مراتب اداری نیست؛ از جنس پیوند حلقه‌های مسئولیت است. باور به مقاومت و آمادگی برای جانفشانی برای ایران تصویری ماندگار و اثرگذار است.
استاد، تنها حلقه میانی میان میدان و دانشگاه نیست؛ حلقه انتقال تجربه به دانشجو و خانواده اوست. وقتی از ددمنشی دشمن و از رنج جنوب ایران و بویژه مدرسه شجره طیبه میناب روایت می‌کنیم، در پی تولید هیجان نیستیم؛ در پی تثبیت حافظه‌ای جمعی هستیم که بدون آن، هر تحلیل تاریخی و امنیتی ناقص می‌ماند. روایت صادقانه، نخستین گام عبور از پارادایم هراس اجتماعی است.
هراس از آنجا نیرو می‌گیرد که تصویر روشنی از تهدید و توان مقاومت نداشته باشیم. حضور میدانی استادان، این تصویر را شفاف می‌کند: تهدید را نه انکار می‌کنیم و نه به آن تقدس می‌بخشیم؛ آن را می‌شناسیم و در برابر آن، آمادگی و آگاهی می‌سازیم.
دو بال این گفتمان جانفدایان نیز همین‌جاست: یک بال، روایت جنایت‌ها و پاسداشت درد و حافظه است؛ بال دیگر، قرار گرفتن در زمان و مکان مناسب برای خنثی‌سازی تهدیدها و بازگرداندن آرامش به جامعه. بی بال نخست، روایت ما بی‌ریشه می‌شود؛ بی بال دوم، آگاهی ما به انفعال می‌رسد.
استاد دانشگاه در این میان، پیشقراول عرصه علمی است؛ نه پیشقراول شعار، بلکه پیشقراول تفسیر. او با دیدن، شنیدن و ثبت کردن، تصاویری می‌سازد که در کلاس درس به تحلیل بدل می‌شوند و در خانواده به اطمینان. این انتقال، اگر مبتنی بر دقت علمی و نثر صادقانه باشد، از هر پیام تبلیغی مؤثرتر است؛ زیرا دانشجو آن را نه از رسانه، بلکه از زبان استادی می‌شنود که خود حاضر بوده است. هرمز به ما یادآوری می‌کند که امنیت، تنها در سایه سخت‌افزار نیست؛ در بستر آگاهی، حافظه و پیوند نسل‌ها نیز هست.
زنجیره انسانی استادی، زنجیره مسئولیت است. اگر این زنجیره گسسته شود، تصویرها پراکنده می‌مانند؛ اگر متصل بماند، از یک کاروان، یک جریان معرفتی می‌سازد: جریانی که هم درد را روایت می‌کند و هم آمادگی را می‌آموزد؛ هم حافظه را پاس می‌دارد و هم آینده را تصویر می‌کند.
انتهای پیام/


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار