فصل سیاست - نماینده تهران در مجلس با اشاره به گسترش اعتراضات در فرانسه، ریشه این ناآرامیها را فراتر از مطالبات اقتصادی و نارضایتی از دولت امانوئل مکرون دانست و تأکید کرد: بحران کنونی نشانه بنبست در حکمرانی اروپا و کاهش توان دولتهای غربی برای اقناع افکار عمومی است.
به گزارش فصل سیاست منوچهر متکی عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم تهران، ری، شمیرات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با حضور در برنامه گفتوگوی ویژه خبری با موضوع اعتراضها در فرانسه، به پرسشهایی در اینباره پاسخ داد.
متن کامل گفتوگو به این شرح است:
مقدمه مجری: امشب به تحولات فرانسه میپردازیم، کشوری که نام آن با مفاهیمی مثل آزادی، برابری و حاکمیت مردم گره خورده و این بار صحنه اعتراضات گسترده درگیری خیابانی و مواجهه پرتنش بین معترضان و نیروهای امنیتی شده، تحولاتی که از پاریس تا مارسی و لیون و دیگر شهرهای دیگر کشور را در بر گرفته و بار دیگر شکاف بین جامعه و ساختار سیاسی را به کانون توجه افکار عمومی دنیا باز گردانده، بحث اعتراض به لایحه جامع امنیتی انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت، افزایش فشار هزینه زندگی و مطالبه تغییر در رأس قدرت، هر یک بخشی از تصویری است که امروز از تحولات فرانسه پیش روی ما قرار دارد.
سوال: اگر بخواهیم درباره ریشه این اعتراضات صحبت کنیم، دلایل اصلی این آشوبهایی که امروز در فرانسه و البته آلبانی هم درگیر شده و ایتالیا هم درگیر این ماجرا شده، ریشه اینها آیا یکی است؟ بهطور ویژه فرانسه را بخواهیم بررسی کنیم، ریشه این ماجرا کجا است؟
متکی: تقریبا کمتر از 5 سال قبل آقای مکرون در سمینار سفرای فرانسه در کشورهای خارجی در سخنرانی برای آنان بیان میکند که ما با ساز و کارهایی که تا به حال حکمرانی کردیم و مجموعه غرب بر اساس آن با دنیا تعامل میکرد، دیگر نمیتوانیم آن کار را بکنیم. ما به آخر خط رسیدیم. ما با بنبست روبرو شدیم. این سخن که باید آن را سخن کل اروپا تلقی کرد، نشان از یک عقبگرد است که اروپا بعد از پایان جنگ سرد با آن روبرو شده است.
در دوران جنگ سرد اروپا در موضوعات و مسائل درون قارهای به اضافه مسائل منطقهای در دیگر مناطق جهان، نقش آفرین بود. ما در دهه 60 شاهد بودیم وزرای خارجه فرانسه، آلمان و گاهی ایتالیا اینها با وزیر خارجه ایران به پیگیری موضوعات و مسائل منطقه غرب آسیا، مسائل لبنان و حوادثی که در این منطقه پیش میآمد رسیدگی میکردند، پیگیری میکردند، اما بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق در واقع خودکامگی حاکم از طرف امریکا سعی کرد که همه مجموعههای منطقهای را به نوعی بی خاصیت بکند. اروپا از آنجا تقریبا سیاست خارجی خودش را در کنترات آمریکا قرار داد و دیگر نقشی در جاهای مختلف نداشت.
در افغانستان بعد از 11 سپتامبر امریکا موفق میشود مجوز سازمان ملل را بگیرد شورای امنیت را بگیرد برای حمله، اما در مورد عراق موفق نمیشود. تصمیم میگیرد به عراق حمله کند، یک کشور تنها از اروپا با او همراهی میکند و آن انگلیس است که اتفاقا کشوری است که از پشت خنجر میزند به اتحادیه اروپا با طرح برگزیت خود و اقدامی که کرده بود. اروپا روز به روز بی تاثیرتر شد، شما تمام 20 سالی که امریکا در افغانستان است سربازان ناتو را میبینید، اما نقشی از کشورهای اروپایی در مسائل افغانستان و موضوعات افغانستان وجود ندارد در مسائل لبنان و آسیای غربی باز میبینید که اروپا بی نقش است و نقش ندارد. این بی اثری، آرام آرام از سطح منطقهای و بین المللی به سطح ملی رسید.
در سطح ملی، غرب، فرانسه، محل تولد رنسانس، چیزی دیگر برای گفتن ندارد. حرفی برای زدن ندارد. به ویژه برای نسل جوان؛ حوادث اخیر و بحران و آشوب اعتراضات اخیر در حقیقت یک شعله بر یک زمینه آماده بوده در آنجا و شما میبینید که از یک حادثه ابتدایی و کوچک در یک مدرسه در یک منطقه شروع میشود که شاگردان به دفاع از معلمان خود میآیند و فرانسه سعی میکند مشکل این مدرسه را حل کند، یکباره 16 تا مدرسه دیگر و مدارس دیگر وارد عرصه میشوند.
تصور میشود که عمدتا تکیه بر مسائل آموزشی نیازهای آموزشی، تجهیزات آموزشی در مدارس، کمبود معلم، زیادی دانش آموزان در هر کلاس مدارس دولتی، اینها علت بوده البته علت شروع در این مقطع بوده، اما وقتی میبینید کنفدراسیونها وقتی میبینید اتحادیهها و آرام آرام جلیقه زردهایی که یک دوره قریب دو ساله سابقه دارند در فرانسه برای بیان اعتراضات شان میپیوندند شما ظرف دیروز و امروز صدها هزار نفر را میبینید که اینها جوان هستند دانشجو هستند و اقشار مختلف جامعه هستند کارگران هستند، آمدند و دلایل همانگونه که جناب عالی فرمودید متنوع و متعدد میشود مطالبات آنان، اگر شرایط کنونی جنگ را به آن اضافه کنیم و افزایش قیمتهایی که ابتدا در امریکا و بعد هم بلافاصله در اروپا خودش را دارد نشان میدهد، افزایش 140 درصدی گاز در اروپا و مشکلات دیگر از این دست مزید بر علت میشود و مردم ابتدا در حومه پاریس و بعد پاریس و بعد مارسی همانطور که شما اشاره کردید، و دیگر شهرهای فرانسه شروع به اعتراضات میکنند نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده 2027 امکان مهار این بحران را برای دولت فرانسه بسیار سخت کرده، شما ببینید پلیس شروع کرده به استفاده از گاز اشک آور، زدن باتوم، فشارهای دیگر، برخوردهای دیگر، تا جایی که شهردار سندنی یکی از مناطق و شهرهای کوچک، ایشان وقتی که پلیس میآید و آنگونه گاز اشکآور را بر روی نوجوانها و اینها میریزد خودش به یک رهبر در آن حرکت تبدیل میشود. یعنی میآید میپیوندد به آنها و همراهی میکند.
این همراهی ادامه امکان فراگیری آن بسیار زیاد است در فرانسه، از دیروز دولت اعلام کرده که قصه جدی است، ما با ناآرامیها برخورد میکنیم، سازمان ملل موضع گیری کرده و هشدار داده نسبت به برخورد خشونت آمیز با مردم و نوجوانان و جوانان و من تصور میکنم که فرانسه مدعی رنسانس، فرانسه مدعی بازسازی نوتردام، فرانسه مدعی ساختمانهای 140-150 ساله میراث فرهنگی امروز به عصبانیتی مردم رسیدند که همین دیروز یک ساختمان 140 ساله را ویران کردند تقریبا؛ به نظر میرسد اگر چه با یک حادثه کوچک آتش سوزی در تونس حادثه شروع شد، اما خیلی زود فراگیر شد. فرانسه ظرفیت این را دارد که با توجه به فضای روشنفکری در آنجا و برخی از آزادیهایی که وجود داشته در آنجا، مردم در این پیوستن همگانی شرایط را بر دولت فرانسه بسیار سخت بکند.
سوال: چیزی که خیلی جلب توجه کرده در تصاویر به ویژه و آن هم از سمت فرانسه که جناب عالی اشاره کردید که مهد چه چیزهایی را ادعا میکنند که از جمله دموکراسی، برخورد قهرآمیزی است که با مردم دارد اتفاق میافتد و میگویند از فرانسه این توقعی نیست که این تصاویر از آنجا ارسال بشود. تحلیل شما از این نوع برخورد در فرانسه چه است؟ فکر میکنید که اگر مثلا در تهران این اتفاق میافتاد و این تصاویر منتشر میشد، رسانههای خارجی چه واکنشی میداشتند نسبت به آن؟ و الان چه واکنشی را رسانهها نسبت به این اتفاق دارند؟
متکی: علاوه بر رسانهها رهبران اروپایی که اینها اگر فرض کنید یک حرکتی در ایران صورت میگرفت، اعتراضات که به تعبیر امام شهید فرمودند اینها فرزندان ما هستند. آنها چه برخوردهایی میکردند؟ حالا از رئیس جمهورهای امریکا، از دوران اوباما بگیرید بیایید جلو، تا رهبران اروپا، همین رئیس جمهور فرانسه، و برخوردهایی که میکردند. الان من فکر میکنم این نکته ظریفی که به آن اشاره کردید دو نگرانی برای حکمرانی فرانسه ایجاد کرده، اولین آن دولت آقای مکرون است، دولت آقای مکرون با ورود احزاب چپ، احزاب تندرو وارد میدان عملا وارد کارزار انتخاباتی شده، در ماههای آینده که انتخابات در آنجا است بنابراین مکرون و حزب او البته جریان سیاسی او وارد انتخاباتی میشود که از خیابانها شروع شده و این بدترین نوع کمپین انتخاباتی است.
مردم به هر حال در اروپا بعد از جنگ جهانی و در نیم قرن گذشته سعی کردند به قول فرنگیها جنتلمن زندگی کنند، هوای خودشان را داشته باشند کافههای پاریس، چه و چه. الان اگر این فضا بیاید فراگیر در خیابان، آن زمان میگفتند جلیقه زردها، یک مجموعه خاصی با اعتراضات خاصی با خواسته خاصی که مطرح میکردند، اما الان فراگیری مکرون را نگران میکند به دلیل انتخاباتی که پیش روی دارد و اگر اینها بتوانند حرکتشان را ادامه بدهند. در واقع جریان مکرون و حزب او حتما طعم تلخ شکست را در انتخابات آتی فرانسه خواهند چشید، اما این بخش ظاهری و ابتدایی این نگرانی است.
پلیس فرانسهای که شما اشاره کردید اینها به عنوان مظاهر ادعای خاصی در اروپا مطرح بودند مخصوصا فرانسه، حالا انگلیس سابقه شرارتهای فراوان، خشونتهای فراوان دارد یا در بعضی از کشورهای دیگر فاشیسم بوده فلان بوده بهمان بوده و اینها، فرانسه این فضا در آن دارد به وجود میآید در صورت اوج گیری کل حکمرانی فرانسه را دچار مشکل خواهد کرد. یعنی فرانسه دیگر نمیتواند با ژست بعد از جنگ جهانی در اروپا حکمرانی کند. البته ما سه روز پیش در بلژیک هم این مشکل را داشتیم؛ اگر گره خوردگی با مشکل انرژی، گرانی قیمت ها، در حوزه مواد غذایی و در حوزه گاز و انرژی، این در فرانسه یک مقداری برجستهتر بشود به راحتی منتشر میشود در دیگر کشورهای اروپایی و زمینه حرکت آنها علیه دولتهای شان به دلیل سیاست ریاضتی که الان در فرانسه در پیش گرفته شده، با توجه به شرایط ایجاد شده سیاست ریاضتی را اعمال میکنند.
این، آنها را در دو بعد حکومت فعلی و حکمرانی کلی فرانسه دچار مشکل خواهد کرد، این بحثی است که در مقابل آمریکا، امام شهید ما میفرمودند آمریکا در حال افول است. یعنی شما بر اساس قاعده ظهور و افول تمدنها غرب تاریخچهای دارد که بیش از همه جای دیگر کره زمین با بیش از 100 میلیون قربانی، خونینترین جنگهای تاریخ در این قاره اتفاق افتاده و همانهایی هستند که این جنگ به راه انداختند، متحدین و متفقینی که آمدند برخورد کردند، سازمان ملل تاسیس شد بعد از جنگ جهانی با شعار جلوگیری از جنگ ایجاد شد، صدها سازمان تخصصی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و امنیتی، خلع سلاحی در دنیا به وجود آمد زیر چتر سازمان ملل برای این که حکمرانی جدیدی را به دنیا القا کنند و بگویند براین اساس باید حکمرانی کنیم.
نظام اقتصادی، این گونه باید تعریف شود، نظام اعتقادی بر اساس لائیک اینگونه تعریف شود، نظام سیاسی این گونه باید تعریف شود، ما دعوای غرب و شرق هم نداریم، یک مدل حکمرانی جهانی براساس لیبرال دموکراسی شکل بگیرد، ابزار آن چه بود، ابزارش این سازمانهای بین المللی، در حوزه محیط زیست، در حوزه یونسکو، فرهنگی، صنعت، در حوزه فلان تمام موضوعات حکمرانی پوشش داده بودند.
آمریکاییها چرا از این سازمانها یکی یکی میروند بیرون، وقتی که بحثهای زیست محیطی در کیوتو صورت میگرفت، من در ژاپن سفیر بود، الگور معاون رئیس جمهور آمده بود آن جا، خانم ابتکار که رئیس سازمان محیط زیست که آمده بود آن جا شرکت کند، آنها به شدت مقاومت میکردند در برابر پذیرش تعهد نسبت به محیط زیست و بعد هم آمدند بیرون، از سازمان محیط زیست آمدند بیرون، از سازمان حقوق بشر آمدند بیرون، از آی پی یو اتحادیه جهانی بین المجالس آمدند بیرون، چرا، برای این که اینها دیگر در جهت منافع ما نیست، یعنی ما اصلا اینها را درست کرده بودیم که حرف ما را و منافع ما را تامین کنند، اگر الان با مشکل روبرو است، بگوییم قبول نداریم، اگر نگوییم که از ابتدا پشت پرده این طراحیها را داشتند و این سازمانها را به وجود آوردند، چون استعمار کهن این را جواب نداد، استعمار نو جواب نداد.
به اعتقادم تاسیس سازمان ملل در محیط حکمرانی بین المللی یک خدعه جدیدی بود که وجود بیاورند، یک روز به آقای کوفی عنان گفته بودم که آمده بود به ایران، به او گفته گفتم آقای کوفی عنان چرا دبیرکلهای سازمان ملل دوره به دوره کم اثرتر و کم اثرتر میشوند، گفت کاملا حرف درستی است، آمریکاییها به من گفتند که از اسم دبیرکل که میشود سکرتری جنرال آن کلمه جنرال را حذف کنید، یعنی فقط منشی بشود دبیرکل سازمان ملل، در حالی که دبیرکلهای سازمان ملل یک زمانی در جنگها و فلان و اینها نقش آفرین و موثر بودند، اظهاراتشان اثر داشت.
میخواهم عرض کنم نیازمند بازیافت هویتی است که بتواند مطرح کند، هویت کنونی که اروپا سرشار است از تناقض ها، هشتاد سال از حقوق بشر گفتند، اما در فلان کشوری که فلان حزب پیروز شد به رسمیت نشناختند، از دموکراسی گفتند در غزه مدل اجرایی آن را به نمایش گذاشتند، آنها افکار عمومی جهان، اروپا بیشتر از دیگران میفهمند، این که شما وقت به وقت در خیابانهای انگلیس مردم جمع میشوند و دولت انگلیس را برحذر میدارند از ارسال سلاح به اسرائیل و یا همراهی با آمریکا در مسائل غرب آسیا به عنوان اعتراض دولت انگلیس البته تغییر نظر و تغییر روش نداده، حکمرانی در اروپا به بن بست میرسد، اینها نمیتوانند متقاعد بکنند مردم کشورشان و مردم قاره خود را برای این ثبت حکمرانی که دارند.
سوال: شاید گمان بعضی بر این باشد که این اعتراضها و آشوبها نهایت اتفاقی که میافتد، این جریان سیاسی حاکم کنار خواهد رفت، در انتخابات بعدی جریان مخالف خواهد آمد، فراتر از این نخواهد رفت، اما شما معتقدید حکمرانی تغییر خواهد کرد، به چه معنی است و چه روی خواهد داد؟
متکی: مفاهیمی که به واسطه آن نظام آموزش غرب شکل گرفته بود، یکی از بحثهای معمولا به وزرای علوم که میآیند در مجلس رای بگیرند مطرح میکنم این است که چرا نظام آموزشی ما خروجی آن محصول در تراز انقلاب اسلامی نیست، انتقادی که من میکنم نسبت به نظام آموزشی خودمان، بعد مثال میزنم، سابق که، اما وقتی میروید به غرب در غرب نظام آموزشی به گونهای کار کرده که خروجی آن و محصول آن انسان در تراز لیبرال دموکراسی است، الان این ترک خورده، این ترک خورده، مشکل دیگری که اروپا پیش آمده، اروپا یک وقتی قدرهای حکمرانی را داشت، مثلا در فرانسه ژنرال دوگل داشتید، فرانسوا میتران را داشتید، الان کوتولهها بر اروپا دارند حکمرانی میکنند، شما هلموت کهل را در آلمان داشتید، شما مارگارت تاچر در انگلیس داشتید، اینها در اروپا و منطقه، نقش آفرین بودند، وقتی آقای هلموت کهل تصمیم گرفت پیام بفرستد برای رئیس جمهور ایران که من آن موقع مدیرکل اروپای غربی بودم این پیام گرفتم، گفتند تیم شما در تدوین کنوانسیون شیمیایی در ژنو بسیار نقش آفرین است، بین ما اروپاییها مشکل ایجاد شده، ما از جناب عالی میخواهیم به تیم خود دستور بدهید که یک نشست هماهنگی بگذارند برای این که مشکل حل شود.
یعنی آدمی مثل هلموت کهل میآید برای کشوری که سابقه آن را میشناسد، ایران را میشناسد، اینها با ایران، ایران را در تاریخ دیدند، ایران را در نقش آفرینی جغرافیای آن دیدند، در ظرفیت های آن دیدند و آنگونه با او تعامل میکردند، وقتی کوتولهها آمدند در اروپا، آن از سیاست خارجی آنها بود، که بعد از پایان جنگ سرد، در سیاست خارجی اروپا هیچ نقشی نداشت، کل سیاست خارجی خودش را سپرد به آمریکا و آمریکا به جای او عمل میکرد، برجام را نگاه کنید، ما مذاکره کردیم با 5 و فلان و بهمان و اینها، اما آخر در خیابانهای وین، وزیر خارجه با جان کری قدم میزدند، دست در جیب و فلان و بهمان و اینها، یعنی او میخواست به نمایش بگذارد که من هستم که تصمیم میگیرم و این تحقیر اروپا بود، چون ماجرایی در ارتباط با ناتو به وجود آمد، قبل از این جنگ بین آمریکا و اروپا و مسائلی که پیش آمد.
بنابر این من معتقدم که حکمرانی اروپا بر اساس مبانی برآمده از بعد از جنگ جهانی دوم به دست فاتحان جنگ ترک خورده، دچار مشکل شده، اقناع عمومی برای مردم خود نمیتوانند به وجود بیاورند، یک روز جرج بوش پسر بعد از 11 سپتامبر گفت من میروم افغانستان، دو تا کار دارم، یکی ریشهکنی تروریسم، دوم ریشهکنی مواد مخدر، آن موقع در افغانستان.
سوال: هر دوی آن رشد کرد؟
متکی: تروریسم که در افغانستان منتشر شد و مواد مخدر 500 درصد افزایش پیدا کرد، 20 سال کوبیدند، در افغانستان ماندند، چرا همه دنیا گفتند شکست خورد آمریکا در افغانستان، آیا سلاح کم آورد، آیا نیروی نظامی کم آورد، آیا پول کم آورد، نه. منطق کم آورد، اقناع نتوانست بکند. وقتی هنرمندان فرانسوی، روشنفکران فرانسوی در خیابانهای پاریس در شانزه لیزه قدم میزدند، در کافه های آن قهوه فرانسوی میخوردند و فلان و اینها احساس میکردند که یک جنتلمن به تمام معنا هستند، احساس میکردند حکمرانی برای آنها است و آنها مشرف بر حکمرانی هستند؛ امروز این احساس در بین متفکران و اندیشمندان اروپایی ترک خورده است.
سوال: به ویژه در دوره ترامپ، تحقیری که اشاره کردید خیلی برجسته شده و تعمدا این تحقیر و ناکارآمدی را به رخ اروپاییها کشید، چه در جنگ با اوکراین باروسیه و چه در موضوعات مختلف، حتی در موضوع مواجهه با ایران، در مقاطع مختلف، ترامپ این را به رخ اروپاییها کشید که شما کارآمدی لازم را ندارید، در مسائل فرانسه خیلی این اعتراضها و آشوبها را برجسته میکند؛ تحلیل شما از مواضع رئیس جمهور آمریکا نسبت به این رویدادها چیست؟
متکی: آمریکا از هیچ فرصتی برای تحقیری که شما گفتید و ته تحقیر درخواست تسلیم است دیگر، یعنی تابع آمریکا شدن، تسلیم آمریکا شدن، امر آمریکا را پذیرفتن، میگوید برای ناتو شما باید درصد پرداختیهای خود را اضافه کنید، من مشکل ژئوپلیتیک دارم، گرینلند را باید بدهید به ما، کانادا شما بین ما و یک جای دیگر هستید بیایید کنار ما قرار بگیرید، این رویکردی است که ترامپ انجام میدهد، در فرانسه کسانی که ظرفیتهای سرکشی دارند، سعی میکند ترامپ در بین جریان مخالف آنها بنشیند و به نوعی شرایط را به نفع خودش رقم بزند.
این فریاد و تعارض بین اروپا و آمریکا را بیشتر میکند، یک وقتی بحث ناتوی مستقل اروپایی مطرح شد و بحثهای دیگری که مطرح است، دانمارک موضعی که میگیرد، برخی از اروپاییها حمایت میکنند، ترامپ موضعی که در قبال زلنسکی میگیرد، اروپاییها دچار مشکل میشوند و فاصلهها بیشتر میشود، البته آن بحران دومی است که به وجود میآید، خود اروپا مسائل خودش را دارد.
سوال: برخیها معتقدند که این لحن تمسخرآمیزی که ترامپ نسبت به اعتراضات دارد، بخشی به دلیل فراخوانی است که در جنگ با ایران اعلام کرد و اروپاییها به او نپیوستند و الان جبران میکند، فکر میکنید مسئله عمیقتر از این ماجرا است و در این سطح هم میتوان به آن توجه کرد؟
متکی: برخوردهای ترامپ بخشی به شخصیت خود او برمی گردد، او به دنبال هرچیزی که روی آن کلمه ترامپ نوشته شود و مال او شود، به اسم او شود، زنگزور در آذربایجان بین آذربایجان و ارمنستان و فلان و اینها دنبال این بودند که یک تونل بزنند، ایشان برای رصد اسم این تونل، تونل ترامپ بگذارید، این شخصیت این آدم است، آمریکا احمقتر از ترامپ در تاریخ خودش به عنوان رئیس جمهور ندیده بوده به خودش و این اول سحر است. تازه، تبعات او برای امریکا حالا اول آن است هنوز، ترامپ به حول و قوه الهی در 15 روز آینده، 16 روز آینده، شکستی خواهد خورد که قصهها بنویسند.
چهره ترامپ بعد از شمارش آراء در آمریکا تماشایی است و به اعتقاد من هیچکس نمیتواند او را نجات بدهد. با هر حیلهای که نتانیاهو به کار میبرد، نمیتواند ترامپ را نجات بدهد. چه جنگی آغاز بکند چه جنگی آغاز نکند. به نتیجهای نمیرسد. چقدر زیبا امروز سخنگوی سپاه اشاره کرد به این که بدتر از این و ناپسندتر از این نمیشود که مقدسترین نام را که مادر است شما روی یک بمب بگذارید. بمب مادر، این تحقیر ترامپ بود. یعنی این آدم هیچ ملاکی برای خود ندارد؛ بنابر این یک بخش آن همان است که شما میفرمایید.
اینها البته در قصه جنگ ایران گرچه کجدار و مریض رفتار کردند، گرچه پایگاههای خود را در اختیار هواپیماهای امریکایی قرار دادند، از انگلیس و ایتالیا و دیگران این مطالبات میماند، اما اینکه بیایند به عنوان عمله مزدور ترامپ وارد میدان بشوند، بیایند تنگه باز کنند، بیایند ناو بیاورند این جا و فلان و اینها دیده بودند بر سر ناو آبراهام لینکلن و آن ناو دوم آنها چه آمد؛ بنابر این تشدید میکند تضادی که بین اروپا و آمریکا وجود دارد در این ماجرا، امریکا بهره برداریهای دیگر نمیتواند از این نارساییها بکند، یعنی معترضان اروپا لبیک به ترامپ و حتی امریکا نمیگویند.
اینها ریشه بخشی از مشکل را خود امریکا میدانند که تحقیر کرده اروپا را، کوچک کرده سران اروپا را و همانطور که عرض کردم از یلهای اروپایی آقای ژنرال دوگول در فرانسه مریض شد در اواخر عمرش، رئیس جمهور امریکا یک نماینده ویژه فرستاد بیاید عیادت کند از ژنرال دوگل، ژنرال دوگل روی تخت خود دراز کشیده بودکنار او پنجره اتاقش بود به حیات به محوطه که مردم میآمدند آنجا در آن محوطه و ابراز احساسات میکردند به ژنرال دوگل، ژنرال دوگل هر چند ساعت یک بار بلند میشد میرفت پای پنجره به ابراز احساسات مردم جواب میداد این جا هم که نماینده آمده بود پای تخت ژنرال دوگل نشسته بود ژنرال دوگل تصمیم میگیرد که بلند شود و حرکت میکند روی تخت این نماینده رئیس جمهور امریکا زیر بغل او را میگیرد که بلندش بکند، ژنرال دوگل با مشت محکم میزند در سینه این نماینده امریکا و بعد بلند میشود و خودش میرود پای پنجره ابراز احساسات جواب میدهد میآید دراز میکشد یک کسی میگوید ژنرال تو چه کار کردی با نماینده؟ پاسخ او را ببینید، میگوید مردم فرانسه دوست ندارند که رهبرشان تکیه به یک خارجی بدهد. فرانسه از آن رسیده به مکرون و سارکوزی.
سوال: حالا شما فکر میکنید که مثلا با یک سری اصلاحات ساختاری، اصلاحات سیاسی و گفتوگو و مسائلی از این دست فکر نمیکنید که این تنش مثلا در فرانسه فروکش کند؟ فکر میکنید مسئله از این مرحله عبور کرده است؟
متکی: از این که فراگیری دارد زیاد میشود، آسان نیست، اما در صورت تحقق که البته این که شما فرمودید که احتمال هست، یا عقب نشینی مکرون یا به قول شما نهایتا شکست حزب مکرون، تغییراتی بوجود بیاید، اما این نگاهی که آغاز شده به اعتقاد من این خاموش نمیشود این مطالبات بعدی را بیشتر میکند. حکمرانی بعدی و کسانی که به سر کار میآیند، حکمرانی برای آنان بسیار مشکلتر خواهد شد که توقعات مردم را برآورده بکنند و ممکن است یک تدبیری بکنند تا مکرون و اینها فضا را بدست بگیرند، کما اینکه ابتدا فکر میکردند همان یک مدرسه است، چند تا معلم آوردند و الان هم مثلا سه هزار معلم تحمیل میکنند، اما الان دیگر از معلم رفته به گاز، رفته به مواد غذایی، رفته به گرانیها، رفته به ریاضتها و موارد دیگر، آنها را دیگر شما 5 هزار معلم هم بیاورید فایدهای ندارد؛ احتمالی وجود دارد این احتمال جدی خیلی نیست، اما ممکن است محقق شود، اما آتشی است که در خرمن افتاده و اگرچه به ظاهر خاموش شود، اما باز زبانه میکشد.
سوال: مشابه پاریس و لیون و مارسی و آنچه که در فرانسه میبینیم در آلبانی و در ایتالیا هم شاهد هستیم. فکر میکنید که اینها به لحاظ ریشهای به همان نقطه واحدی برمی گردند که شما به آن اشاره کردید یا ممکن است جنس آنها متفاوت است؟ برونداد و خروجی آن مشکل دارد؟
متکی: آلبانی به عملکرد دولت آلبانی برمی گردد و آن کاری که داماد ترامپ کرد و یک سری طرحهای بسیار سنگینی را به کنترات کوشنر قرار داد و اینها که اعتراضات خیلی سنگینی علیه نخست وزیر آلبانی صورت گرفت و آلبانی هم مثل جای دیگری که اسم بردید، تبعات شرایط جدید و جنگ خلیج فارس، آرام آرام به آنجا هم میرسد اعتراضات آنان.
سوال: وزن آن را شما چقدر می دانید؟ مسائل ژئوپلیتیکی (جغرافیای سیاسی) در منطقه و جنگ آمریکا علیه ایران را چقدر وزن میدهید به آن در این اعتراضاتی که الان شکل گرفته است؟
متکی: رقمهایی که اعلام میکنند، در دو حوزه افزایش قیمت ها، یک باره یک چیزی من 5 سال در ژاپن بودم، یک ظرفی در اول ورود خریدم به یک قیمتی، 5 سال بعد به همان قیمت خریدم، اروپا هم تا حدودی سعی میکرد که این را حفظ کند، یعنی تورم کم بود، بهره بانکی کم بود، اما الان وقتی یک دفعه چهل درصد، هفتاد درصد، 140 درصد افزایشها اعلام میشود، خود این فضای اجتماعی ایجاد میکند.
یکی هر سر جمعهایی اعلام میکنند که مثلا مردم آمریکا در یک سال و اندی گذشته این قدر میلیارد فرض کنید از جیب آنان رفت، به واسطه گازوییل، سوخت، گاز و بنزین، از جیب آنان رفت. این عددها به میزانی که نشان دهد و بزرگ است، اثر روانی خود را میگذارد.
سوال: فکر میکنید در لایههای عمیقتر، یک نفرت عمومی در اروپا را نسبت به ترامپ برانگیخته کند؟
متکی: اگر این تداوم پیدا کند، حتما اینگونه است، اگر تداوم پیدا کند، حتما، مثلا از دیروز نیروی دریایی ما تصمیم گرفت که به این شعبدهبازی ترامپ در این که من دارم نفت میبرم و تنگه باز است و فلان و اینها پایان دهد، با چند تا ابرتانکرهایی که در دو روز گذشته خوردند، تقریبا یک اشراف کامل دارد به آن منطقه پیدا میکند، هم به لحاظ مینها و هم به لحاظ شلیکها، این میرسد به صفر.
اگر این در ظرف یک هفته آینده به صفر برسد، قیمت نفت از 110 دلار به میرسد به 140 دلار میرسد؛ در 10 روز آینده و این یک کابوس است برای ترامپ و تبعات آن، خود را سریع در اروپا نشان میدهد، ما خواهان قیمت ناعادلانه بالا برای نفت نیستیم، چون عمده کشورهای جهان که استفاده میکنند، کشورهای متوسطی هستند.
خودکرده را چاره نیست، صدها چراغ دارد و بیراهه میرود، بگذار افتد و بیند سزای خویش، این یک کابوس برای ترامپ میشود که مستقیم روی انتخابات او اثر می گذارد و با کله خواهد افتاد، نظرسنجیها الان میگوید که مجلس نمایندگان را باخته و تمام شده، سنا با این دو تا منطقه، دو تا جمهوریخواهی که در همه دهها سال گذشته سهمیه جمهوریخواهان بوده، آن دو تا الان در نظرسنجیها میگوید که به دموکراتها پیوستند؛ احتمال اینکه سنا را ببرند، وجود دارد و این شخص ترامپ خلاص نمیشود، چون بعضیها به من میگویند شما که میگویید ترامپ شکست بخورد، خوب اینها میروند، دموکراتها میآیند، نه، این دفعه شکست ترامپ، شکست هیمنه آمریکا است، شکست ترامپ، شکست حکمرانی پنهان آمریکا است که جمهوریخواهان و دموکراتها زیردست او هستند، آن شکست میخورد، فقط شکست شخص ترامپ نیست.
سوال: با توجه به نقش مهمی که فرانسه در اروپا دارد، چقدر این احتمال وجود دارد، مردم کشورهای دیگر اتحادیه اروپا که درگیر هستند، به این اعتراضات بپیوندند؟ چقدر این را محتمل میدانید؟
متکی: به نظرم آلمانیها عاقلانه برخورد میکنند، بیشتر آلمان، شرایط را مدیریت میکند، اما در جاهای دیگر به میزانی که این گرانیها خود را نشان دهد، زمینه اعتراضات وجود دارد و چون فاصله زمانی کم است، یعنی 20 روز دیگر، 17 روز دیگر تحولات جدی به وجود میآید، بنابر این ممکن است ما 17 روز دیگر به نتایج خود برسیم، مشکل تنگه حل شود و آن موضوع روانی از بین برود؛ ما با آن مشکلی نداریم.
سوال: مشکل تنگه، چگونه حل شود؟
متکی: شرایط ما را بپذیرند که به اعتقاد من نمیپذیرند.
سوال: پس حل نمیشود؟
متکی: باید ترامپ شکست بخورد که جرأت ورود دوباره به جنگ را پیدا نکند و شرایط متفاوت میشود. آنوقت ما بر مطالبههای خود فشار میآوریم، از جمله خروج آمریکاییها از منطقه.
الان برای کشورهای خلیج فارس روشن شده که آمریکا به درد آنها نخورده است، هیچ کار برای آنها نتوانسته کند، خود آمریکاییها هم معترضند که ما اینها را دیگر بازسازی نکنیم، چون نمیارزد که کامل هزینه و بازسازی کنیم این پایگاهها را تا دوباره دست برتر ایران، آنها را از بین ببرد و با خاک یکسان کند.
اکنون، زمان این است که روی مطالبههای خود فشار بیاوریم و این محقق شود؛ بحث غرامت و مدیریت تنگه است و ما آن وقت، تدبیرهای جدید برای مدیریت تنگه میچینیم، اما اگر ترامپ در انتخابات شکست بخورد یا در این مدت باقیمانده؛ چون ترامپ در 17 روز آینده، هر کاری میکند تا انتخابات را ببرد، از جمله اینکه یک ندای کوچکی داد که بعضی از تحریمهای ایران و روسیه را ضعیف کند، ممکن است یک رویداد جدی به وقوع بپیوندد و ما پس از اجرای شروط خود، تنگه را باز کنیم و این تنگه، دیگران را از مشکل خارج خواهد کرد./
پایان پیام