فصل سیاست - 20 پیروزی راهبردی و فرامتن «طوفان الاقصی»؛ از بیداری جهانی تا شکست پروژههای منطقهای اسرائیل را میخوانید.
سیاسی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم - طوفان الاقصی در هفتم اکتبر 2023، صرفاً یک رخداد نظامی و عملیاتی در جغرافیای فلسطین تلقی نمیشود و پیامدهای آن طی سالهای پس از این واقعه، دامنهای فراتر از میدان نبرد پیدا کرده است. بر اساس این تحلیل، اگرچه این عملیات در ظاهر با اهداف تاکتیکی و عملیاتی از جمله واکنش به سیاستهای دولت بنیامین نتانیاهو و تلاش برای آزادی اسرای فلسطینی آغاز شد، اما پیامدهای آن به حوزههای سیاسی، اجتماعی، رسانهای، امنیتی، اقتصادی و حتی گفتمانی در سطح منطقه و جهان گسترش یافت.
در این چارچوب، «فرامتن طوفان الاقصی» به مجموعه تحولاتی اطلاق میشود که فراتر از نتیجه مستقیم میدان نظامی، بر معادلات منطقهای و ادراک عمومی جهان نسبت به مسئله فلسطین اثر گذاشته است. در این نگاه، مجموعهای از تحولات را میتوان به عنوان 20 پیروزی راهبردی و فرامتن این رخداد مورد بررسی قرار داد.
1 . بیداری انسانی و جهانی نسبت به مسئله فلسطین
یکی از مهمترین پیامدهای طوفان الاقصی، افزایش توجه افکار عمومی جهان به مسئله فلسطین و تحولات غزه عنوان شده است. تصاویر و گزارشهای منتشرشده از پیامدهای جنگ، موجب شد مسئله فلسطین بار دیگر از یک موضوع صرفاً منطقهای به مسئلهای مورد بحث در افکار عمومی بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شود.
این روند بهویژه در میان نسل جوان، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و گروههای مدنی نمود بیشتری پیدا کرد و حمایت از حقوق فلسطینیان در بسیاری از نقاط جهان، ابعاد تازهای یافت.
2 . تقویت مطالبه جهانی برای احیای کشور فلسطین
یکی دیگر از پیامدهای مورد اشاره، افزایش طرح ایده تشکیل کشور مستقل فلسطین در محافل سیاسی و دیپلماتیک جهان است. در این تحلیل، استمرار بحران غزه موجب شده است موضوع تشکیل کشور فلسطین و تعیین تکلیف سیاسی مسئله فلسطین، بار دیگر به یکی از مباحث اصلی سیاست خارجی بسیاری از کشورها تبدیل شود.
3 . تبدیل مسئله فلسطین از «مظلومیت» به یک مطالبه گفتمانی و سیاسی
طوفان الاقصی و تحولات پس از آن، از منظر این تحلیل، موجب شد مسئله فلسطین صرفاً در قالب یک مسئله انسانی و بشردوستانه مطرح نباشد، بلکه به یک مطالبه سیاسی، اجتماعی و گفتمانی تبدیل شود.
در این چارچوب، موضوعاتی همچون حق تعیین سرنوشت، حق بازگشت، پایان اشغال و تشکیل کشور مستقل فلسطین، بیش از گذشته در ادبیات سیاسی و اجتماعی جهان مورد توجه قرار گرفته است.
4 . تضعیف پروژههایی مانند «صلح ابراهیم» و «معامله قرن »
از دیگر آثار راهبردی مورد اشاره، ایجاد اختلال در روند عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه است. بر اساس این دیدگاه، جنگ غزه نشان داد که بدون تعیین تکلیف مسئله فلسطین و بدون توجه به حقوق فلسطینیان، دستیابی به یک معماری پایدار امنیتی و سیاسی در غرب آسیا با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
5 . به چالش کشیده شدن بازدارندگی اطلاعاتی و نظامی اسرائیل
یکی از مهمترین ابعاد طوفان الاقصی، غافلگیری امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل در ابتدای عملیات بود؛ رخدادی که تصویری متفاوت از توانمندیهای اطلاعاتی و امنیتی این رژیم در افکار عمومی منطقه ایجاد کرد.
از منظر این تحلیل، این رخداد نشان داد که حتی ساختارهای پیچیده اطلاعاتی و امنیتی نیز در برابر غافلگیری راهبردی و تغییر الگوهای نبرد آسیبپذیر هستند.
6 . افزایش توجه عمومی به محور مقاومت
تحولات پس از هفتم اکتبر، گروههای مقاومت منطقه را بیش از گذشته در مرکز توجه افکار عمومی قرار داد. در این تحلیل، استمرار حمایت برخی جریانهای منطقهای از فلسطین، موجب افزایش توجه عمومی به نقش این جریانها در معادلات امنیتی و سیاسی غرب آسیا شده است.
7 . تقویت مطالبه برای تغییر نظم بینالمللی
جنگ غزه بار دیگر بحث درباره ساختار نظم جهانی، نقش قدرتهای بزرگ و میزان اثرگذاری نهادهای بینالمللی را به یکی از موضوعات جدی افکار عمومی تبدیل کرد.
از منظر این دیدگاه، نحوه مواجهه قدرتهای جهانی با تحولات غزه، پرسشهایی درباره کارآمدی ساختارهای موجود بینالمللی و ضرورت حرکت به سمت نظمی عادلانهتر و متوازنتر ایجاد کرده است.
8 . تثبیت مسئله حقوق فلسطینیان به عنوان یکی از مؤلفههای امنیت پایدار
یکی دیگر از نتایج راهبردی مورد اشاره، پیوند خوردن مسئله فلسطین با مفهوم امنیت پایدار در غرب آسیاست. بر اساس این تحلیل، نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان نه تنها مسئله را حل نکرده، بلکه در دورههای مختلف به بازتولید بحران و ناامنی در منطقه منجر شده است.
از این منظر، توسعه اقتصادی و امنیت پایدار در غرب آسیا بدون رسیدگی به ریشههای مناقشه فلسطین با موانع جدی مواجه خواهد بود.
9 . تشدید روند مهاجرت معکوس از اسرائیل
از دیگر موضوعاتی که در تحلیل پیامدهای طوفان الاقصی مورد توجه قرار گرفته، مسئله مهاجرت و جابهجایی جمعیت در سرزمینهای اشغالی است.
در این دیدگاه، تداوم ناامنی و جنگ میتواند بر احساس امنیت اجتماعی و چشمانداز زندگی شهروندان اسرائیلی اثر بگذارد و مسئله مهاجرت معکوس را به یکی از چالشهای بلندمدت این رژیم تبدیل کند.
10 . تضعیف تصویر «آرمانشهر اسرائیل »
یکی از پیامدهای مهم جنگ، به چالش کشیده شدن تصویری است که طی دههها از اسرائیل به عنوان یک ساختار برخوردار از امنیت، ثبات، فناوری و برتری نظامی ارائه شده بود.
طوفان الاقصی نشان داد که حتی در شرایط برخورداری از سامانههای گسترده امنیتی و اطلاعاتی، امکان وقوع بحرانهای راهبردی وجود دارد و همین مسئله، تصویر امنیتی اسرائیل را در معرض پرسشهای جدی قرار داده است.
11 . افزایش انتقاد جهانی از ایدئولوژی صهیونیسم
یکی دیگر از آثار مورد اشاره، افزایش بحثها و انتقادات جهانی درباره صهیونیسم و نسبت آن با مسئله اشغال سرزمین فلسطین است.
در این چارچوب، بخشی از جریانهای اجتماعی و سیاسی در کشورهای مختلف، میان نقد سیاستهای دولت اسرائیل و نقد مبانی ایدئولوژیک صهیونیسم پیوند برقرار کردهاند؛ روندی که به گفته این تحلیل، موجب گسترش دامنه مباحث پیرامون ماهیت مناقشه فلسطین شده است.
12 . ورود فعال یمن به معادلات حمایت از فلسطین
ورود نیروهای یمنی به معادلات مرتبط با جنگ غزه و اعلام حمایت نظامی و سیاسی از فلسطینیان، یکی دیگر از تحولات مهم پس از طوفان الاقصی عنوان شده است.
از این منظر، تحولات دریای سرخ و اقدامات نیروهای یمنی نشان داد که پیامدهای جنگ غزه محدود به مرزهای فلسطین باقی نمانده و به حوزههای امنیت دریایی، تجارت بینالمللی و اقتصاد منطقهای نیز سرایت کرده است.
13 . شکلگیری یک جبهه گسترده رسانهای و سایبری مردمی
فضای مجازی پس از طوفان الاقصی به یکی از مهمترین میدانهای مناقشه تبدیل شد. انتشار تصاویر، روایتها، تحلیلها و گزارشهای کاربران عادی در شبکههای اجتماعی موجب شد انحصار رسانهای دولتها و رسانههای بزرگ در روایت تحولات تا حدی با چالش مواجه شود.
در این میان، فعالان رسانهای و کاربران مستقل در بسیاری از کشورها به بخشی از شبکه جهانی اطلاعرسانی درباره تحولات فلسطین تبدیل شدند.
14 . جهانی شدن شعارها و مطالبات مرتبط با فلسطین
یکی از نمودهای گسترش این جریان، حضور گسترده نمادها و شعارهای مرتبط با فلسطین در تجمعات و اعتراضات مختلف در کشورهای جهان است.
شعارها و نمادهای مرتبط با فلسطین، در بسیاری از نقاط جهان از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی عبور کرده و به بخشی از ادبیات اعتراضات ضدجنگ و حمایت از حقوق فلسطینیان تبدیل شده است.
15 . تقویت ایده «هر فلسطینی، یک رأی »
در این تحلیل، یکی از راههای مورد بحث برای تعیین آینده فلسطین، تأکید بر حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و مشارکت برابر آنان در تعیین ساختار سیاسی آینده است.
ایده «هر فلسطینی یک رأی» بر این مبنا استوار است که تعیین سرنوشت سیاسی فلسطین باید بر پایه مشارکت مستقیم فلسطینیان و برخورداری آنان از حقوق سیاسی برابر صورت گیرد.
16 . فراایدئولوژیک و فراملی شدن حمایت از فلسطین
یکی از ویژگیهای قابل توجه حمایتهای شکلگرفته پس از طوفان الاقصی، حضور گروههایی با پیشینههای دینی، سیاسی و اجتماعی متفاوت است.
از این منظر، مسئله فلسطین در بخشی از افکار عمومی جهان از یک موضوع صرفاً عربی یا اسلامی فراتر رفته و به یک مطالبه انسانی و حقوق بشری تبدیل شده است؛ موضوعی که در تظاهرات و حرکتهای مدنی کشورهای مختلف قابل مشاهده بوده است.
17 . تقویت همگرایی مردمی در جهان اسلام
تحولات غزه بار دیگر مسئله فلسطین را به یکی از نقاط مشترک میان افکار عمومی کشورهای اسلامی تبدیل کرده است.
بر اساس این تحلیل، استمرار همبستگی مردمی با فلسطین میتواند به عنوان یکی از عوامل تقویت همکاری و همگرایی میان ملتهای مسلمان مورد توجه قرار گیرد و در بلندمدت بر روندهای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی جهان اسلام اثرگذار باشد.
18 . خروج مسئله تقابل با اسرائیل از چارچوب صرفاً ایرانی
یکی دیگر از نکات مورد اشاره، تغییر در جغرافیای بازیگران و حامیان مسئله فلسطین است. در این چارچوب، حمایت از فلسطین به موضوعی محدود به یک کشور یا یک جریان خاص تقلیل پیدا نکرده و طیف متنوعی از بازیگران منطقهای و بینالمللی در قبال آن موضع گرفتهاند.
این مسئله، از منظر تحلیل حاضر، نشاندهنده ابعاد فرامنطقهای و بینالمللی مناقشه فلسطین است.
19 . آشکار شدن استانداردهای دوگانه غرب
نحوه واکنش دولتها و رسانههای غربی به جنگهای اوکراین و غزه، از دیگر محورهای مورد توجه در این تحلیل است.
منتقدان سیاست خارجی غرب معتقدند تفاوت در نوع واکنش سیاسی، رسانهای و حقوقی به این دو بحران، پرسشهایی جدی درباره استانداردهای دوگانه در نظام بینالملل ایجاد کرده است. از این منظر، جنگ غزه به آزمونی برای سنجش میزان پایبندی قدرتهای جهانی به اصول اعلامشده حقوق بشر و حقوق بینالملل تبدیل شده است.
20 . به چالش کشیده شدن طرحهای کریدوری و معماری اقتصادی منطقه
در نهایت، یکی دیگر از پیامدهای مورد اشاره، تأثیر جنگ غزه بر طرحهای اقتصادی و کریدورهای منطقهای است.
ناامنی ایجادشده پس از جنگ، بهویژه در مسیرهای دریایی و تجاری، نشان داد که امنیت سیاسی غرب آسیا ارتباط مستقیمی با امنیت انرژی، حملونقل و تجارت بینالمللی دارد. بر این اساس، هرگونه طرح بزرگ اقتصادی در منطقه بدون در نظر گرفتن مسئله فلسطین و معادلات امنیتی ناشی از آن، با ریسکهای قابل توجه مواجه خواهد بود.
طوفان الاقصی؛ رخدادی فراتر از یک عملیات نظامی
بر اساس این تحلیل، طوفان الاقصی را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عملیات نظامی و تاکتیکی ارزیابی کرد. این عملیات اگرچه در ظاهر با اهداف مشخص عملیاتی و در واکنش به وضعیت فلسطینیان و شرایط حاکم بر سرزمینهای اشغالی انجام شد، اما تحولات پس از آن نشان داد که آثار آن به مراتب فراتر از میدان نبرد گسترش یافته است.
مسئله مهم آن است که جنگ پس از هفتم اکتبر، برخلاف انتظار طراحان و تصمیمگیران اسرائیلی، به بازتولید و گسترش موضوع فلسطین در سطح جهانی منجر شد. به بیان دیگر، حتی در شرایطی که جنگ ویرانی و تلفات گستردهای را بر مردم غزه تحمیل کرده است، مسئله فلسطین از نظر سیاسی و افکار عمومی جهانی بیش از گذشته در مرکز توجه قرار گرفته است.
از این منظر، یکی از مهمترین نتایج طوفان الاقصی را باید در تغییر میدان مواجهه جستوجو کرد؛ میدانی که دیگر صرفاً نظامی نیست و حوزههای افکار عمومی، رسانه، سیاست، حقوق بینالملل، اقتصاد، امنیت منطقهای و حتی فرهنگ را نیز دربر گرفته است.
تجربه تاریخی؛ توحش نمیتواند بر مطالبه عدالت غلبه کند
در جمعبندی این دیدگاه، تاریخ منازعات و جنبشهای آزادیخواهانه نشان میدهد که استفاده گسترده از خشونت و تخریب لزوماً به حذف یک مطالبه اجتماعی و سیاسی منجر نمیشود. در مسئله فلسطین نیز، استمرار بحران طی دهههای گذشته نشان داده است که مسئله فلسطین با ابزارهای صرفاً نظامی از میان نخواهد رفت.
بر همین اساس، میتوان گفت یکی از مهمترین فرامتنهای طوفان الاقصی، بازگشت دوباره مسئله فلسطین به کانون توجه افکار عمومی و سیاست جهانی است؛ مسئلهای که اکنون بیش از گذشته با مفاهیمی همچون حق تعیین سرنوشت، عدالت، آزادی، حقوق بشر و امنیت پایدار گره خورده است.
در این چارچوب، آینده فلسطین و غزه صرفاً به نتیجه یک جنگ نظامی محدود نخواهد شد، بلکه به چگونگی شکلگیری نظم سیاسی، اجتماعی و امنیتی جدید در غرب آسیا نیز ارتباط خواهد داشت؛ نظمی که حل پایدار بحران فلسطین در آن، یکی از مؤلفههای اصلی ثبات منطقهای به شمار میرود.
آیه 64 سوره مائده :
«وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ ۚ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ ... وَکُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ.»
این آیه، در چارچوب این تحلیل، به عنوان مفهومی نمادین برای تأکید بر این گزاره مورد استفاده قرار گرفته است که جنگ و خشونت، در نهایت نمیتواند اراده ملتها برای عدالت، آزادی و تعیین سرنوشت را برای همیشه خاموش کند.
مهدی فیاضی، کارشناس بینالملل
انتهای پیام/