فصل سیاست - کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: در مذاکرات سیاسی دو شاخص بسیار مهم از سوی رهبر معظم انقلاب تعیین شده است، یکی اینکه تنگه هرمز را با قدرت حفظ کنیم و دیگری مسئله هستهای است.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد جواد لاریجانی، کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی در صد و پنجاه و ششمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن با موضوع الزامات دیپلماسی در حوزه هنری انقلاب اسلامی، اظهار کرد: ما باید در خصوص مسئله و ماهیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دقت بیشتری داشته باشیم و فهم درستی از این پدیده داشته باشیم؛ اینکه جمهوری اسلامی چه حادثهای، چه پدیدهای و چه نوع تشکلی است.
وی با بیان آنکه این کمبود درک درست از جمهوری اسلامی حتی در سطح مسئولان و گاهی در میان اهل فضل و علمای ما نیز وجود دارد، افزود: جمهوری اسلامی یک نظم مدنی ـ سیاسی است که عقلانیت پایه این نظم، عقلانیت اسلامی و مکتب اهلبیت است و ساختار عملیاتی یا به اصطلاح فانکشنال آن، نوعی دموکراسی نمایندگی است؛ این همان چیزی است که در قانون اساسی ما دقیقاً مده است.
وی افزود: جمهوری اسلامی یک نظم حکومتی نیست که اسلام به آن ملحق شده باشد، بلکه طرحی است که مبنایش اسلامی و مبتنی بر مکتب اهلبیت است. این اصطلاحات هر کدام معنای دقیقی دارند و ما باید فهم دقیق و خوبی از آنها داشته باشیم، بهخصوص دانشجویان و اهل علم که باید برای فهمیدن این مسائل دقت و وقت صرف کنند؛ زیرا اصول فهمیدن خودبهخود به دست نمیآید و باید به دنبال آن رفت.
لاریجانی عنوان کرد: یکی از شئون حکومت اسلامی، مسئله دیپلماسی است. همه کشورها دیپلماسی دارند و دیپلماسی فقط مذاکره نیست، بلکه مفهوم وسیعتری دارد و به روابط کشور ما با سایر کشورها مربوط میشود؛ زیرا یک کشور جزیرهای و ایزوله نیست. بنابراین، لازم است مبانی نظری دیپلماسی نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی بیان کرد: یکی از گیر و گورهای دیپلماسی ما، بحث چارچوب حرفهای و علمی دیپلماسی است. دیپلماسی، علیالاصول، حوزهای از معارف حکومتی است و چهار رکن بسیار مهم دارد. دیپلماسی این نیست که لباسهای یقهدار بپوشیم و دائماً درباره تئوری صحبت کنیم؛ بلکه مسئله اصلی این است که چگونه وضعیت را بفهمیم.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: فهم وضعیت بسیار کلیدی است. ما اکنون برای فهم وضعیت خودمان عمدتاً جلسات محفلی داریم. من در تلویزیون نیز گفتم که این فهم محفلی است؛ مثلاً در دولت، هفت، هشت یا ده نفر مینشینیم و یک مطلب سه دور میچرخد و احساس میکنیم آن را فهمیدهایم، در حالی که این بزرگترین اشکال است. همینجا است که اشتباه محاسباتی وارد میشود.
وی افزود: اگر پدیدههای اطراف خود را درست بفهمیم، بسیار مهم است که چه کسی دین دارد یا ندارد؛ مسئله این است که باید واقعبینانه بفهمیم چه خبر است. فهم درست وضعیت، بسیار کلیدی و اساسی است.
لاریجانی ادامه داد: برای مثال، در صحنه جنگ ممکن است یک سردار احساس کند باید یک کیلومتر عقبنشینی کنیم و اگر فهم او از وضعیت این باشد که مقداری عقب میآییم و سپس حمله جانانه میکنیم، در حالی که واقعیت این باشد که همه باید عقبنشینی کنیم، این نشان میدهد فهم درست از وضعیت تا چه اندازه اهمیت دارد.
وی عنوان کرد: کارشناسی یکی از مشکلاتی است که در دیپلماسی ما وجود دارد. کارشناسی به معنای کار الکی نیست که وقتی کسی را مشاور میکنیم، بگوییم برو مشاور؛ بلکه کارشناسی یکی از کلیدیترین کارهاست و باید بر اساس معیارهای درست، وضعیت را بفهمیم.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بین المللی و سیاسی ،بیان کرد: برخی افراد اخیراً مرتب گزارشهای خارجی را میخوانند و این کار بسیار خوب است، اما گاهی تئوریهای مندرآوردی بر اساس آنها درست میکنند و خود این نیز یک مسئله است. ما در دنیای امروز با بهمنی از اطلاعات یا اطلاعنما مواجه هستیم و به همین دلیل فهم وضعیت بسیار مشکل شده است.
وی گفت: ژان بودریار، فیلسوف معروف فرانسوی که دو سال پیش درگذشت، چند مقاله درباره این موضوع دارد. او درباره جنگ خلیج فارس مطرح کرد که یک آدم فرانسوی با همه دسترسیهای اینترنتی و امکانات اطلاعاتی، امکان ندارد بهطور قطعی بفهمد جنگ واقعاً اتفاق افتاده است یا نه. تمام گزارش جنگ نیز از روی یک کشتی جنگی آمریکا ارائه میشد و دیگران آن را پوشش میدادند.
وی افزود: بودریار فرض کرد که اصلاً جنگی نبوده است و پرسید از کجا بفهمیم واقعاً جنگی بوده است. او نشان داد که حتی با وجود دسترسیهای گسترده اطلاعاتی، فهم واقعیت یک پدیده آسان نیست. بنابراین، پیچیدگی مسائل امروز ایجاب میکند برای داشتن فهم درست از وضعیت، به مقدمات و الزامات لازم توجه داشته باشیم.
لاریجانی اظهار کرد: خواندن کار بسیار خوبی است، اما خواندن باید چارچوب داشته باشد. نقطه کلیدی اول در دیپلماسی، داشتن تئوری برای فهم وضعیت و دوم، ایدئولوژی است. قطع نظر از اینکه اسلامی یا غیر اسلامی باشد، هر کشوری باید در دیپلماسی خود ایدئولوژی داشته باشد؛ زیرا ایدئولوژی مقاصد را نشان میدهد و مشخص میکند به کجا میخواهیم برویم.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: در دیپلماسی ما باید همیشه مقاصد خودمان را در مقابل چشم داشته باشیم. یکی از ارکان بیانات امام شهید نیز این است که مسئولان و مردم را مرتب به سمت مقاصد عالی توجه میدهند؛ زیرا درگیرودار کار و شرایط، گاهی انسان مقاصد اصلی را فراموش میکند و حتی ممکن است به نفع خود تصور کند که باید از آنها فاصله بگیرد.
وی افزود: گاهی ممکن است در یک موضوع، از جمله مسئله اوکراین، تصور کنیم مقاصد این است و کمی کوتاه بیاییم تا کارها پیش برود، اما ممکن است همین روند موجب شود طرف مقابل ما را تا انتهای مسیر خود ببرد.
لاریجانی عنوان کرد: نکتهای که امام شهید در روزهای آخر فرمودند، ناظر به همین مسئله است. انحراف معمولاً به این معنا نیست که انسانها از ابتدا بهطور کامل منحرف باشند؛ بلکه ممکن است انسان اندکی از مسیر خود فاصله بگیرد و در ادامه، در مسیری قرار گیرد که مقصد آن متفاوت باشد. بنابراین، پافشاری بر مقاصد عالی که مبنای ایدئولوژی است، بسیار اهمیت دارد.
وی ادامه داد: رکن دیگر دیپلماسی ، مهندسی است. مهندسی یعنی باید مقصدی را که میخواهیم به آن برسیم، طراحی کنیم و برای رسیدن به آن مسیر مشخص داشته باشیم. برای مثال، اگر به مذاکره برویم و پس از مذاکره، در دو روز 67 مذاکره انجام دهیم، باید مشخص باشد که از این مذاکرات چه میخواهیم. حتی مذاکره نکردن نیز بخشی از دیپلماسی است، اما دیپلماسی به طراحی نیاز دارد.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی بیان کرد: طراحی میخواهد. دوستانی که در رشتههای مهندسی فعالیت کردهاند، میدانند مهندسان برای اینکه چارچوب طراحی را مشخص کنند، به معیار و شاخص نیاز دارند و بدون آن طراحی امکانپذیر نیست.
لاریجانی گفت: در مذاکرات سیاسی و دیپلماسی ما، دو شاخص بسیار مهم از سوی رهبر معظم انقلاب تعیین شده است؛ یکی اینکه تنگه هرمز را با قدرت حفظ کنیم و دیگری مسئله هستهای است. وقتی تأسیسات هستهای ما هدف قرار گرفته است، نمیتوان این موضوع را از بحث سیاست خارجی جدا کرد. اینها دو شاخص مهم هستند و موارد دیگری نیز وجود دارد.
لاریجانی در ادامه اظهار کرد: شاخص ها ومعیارها باید مبنای مهندسی قرار گیرند؛ مهندسی یعنی در داخل این چارچوبها طراحی کنیم و مشخص باشد که در چهارچوب هستیم یا نیستیم. دیپلماسی به آتش تهیه داخلی نیاز دارد.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: مجلس میتواند با دو مصوبه مهم، زمینه لازم را برای دیپلماسی فراهم کند. چنین اقداماتی هم از لحاظ بینالمللی قابل دفاع است و هم دست دیپلماتهای ما را باز میکند تا بتوانند درباره تعهدات بینالمللی، از جمله مسئله آژانس و تعهدات ایران، استدلال و مذاکره کنند. اگر این زمینه فراهم نشود، طرف مقابل میتواند صرفاً بر تعهدات ایران تأکید کند.
وی افزود: ما باید بحثهای خود را دقیق انجام دهیم و در حوزه دیپلماسی، مهندسی و طراحی داشته باشیم. در یک برنامه سخنرانی حدود 15 دقیقه ای [ مانند سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل]نیز میتوان بحث را بهگونهای تقسیم کرد که ابتدا جنایات آمریکا با لحنی دقیق و کوبنده مطرح شود و سپس کشورهایی که در جنایات علیه ایران و جنگ تحمیلی عراق مشارکت داشتند، مورد اشاره قرار گیرند.
لاریجانی عنوان کرد: این مطالب برای تحقیر کار دولت نیست؛ ما شرعاً موظف هستیم به دولت کمک کنیم و دولت، دولت خودمان است. با این حال، در جمعهای مختلف باید امکان نقد کارشناسانه وجود داشته باشد و این امر ضروری است.
وی ادامه داد: یکی از مشکلات، نحوه طراحی و انتقال سخنان رئیسجمهور است. نباید اجازه داد مسائل حاشیهای یا برداشتهای نادرست، مسیر اصلی سخن را تغییر دهد. این موضوع در حوزه رسانه بیشتر خود را نشان میدهد و نیازمند هنرمندی است.
لاریجانی بیان کرد: در پاسخ به مسائل مربوط به تهدید ترور[ ترامپ در مصاحبه ها]، نباید صرفاً به تکذیب اکتفا کرد، بلکه باید پرسید طرف مقابل با چه مجوزی سردار سلیمانی و دیگر افراد را هدف قرار داده است. از سوی دیگر، مسئله حمایت از امنیت و دور کردن سایه جنگ و ترور، هر دو باید مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان سایه جنگ را دور کرد، اما ترور را بهعنوان یک تهدید باقی گذاشت.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: این موضوع از لحاظ تئوریک و عملی مهم است و نشان میدهد دیپلماسی به هنر و آموزش نیاز دارد. هنر دیپلماسی صرفاً با خواندن به دست نمیآید و باید چهار رکن آن بهصورت دقیق مورد توجه قرار گیرد.این ها چهار رکن در واقع، فن دیپلماسی را تشکیل میدهند.
...:
لاریجانی در نقد برجام ودیپلماسی برجامی، اظهار کرد: دیپلماسی برجامی چند پایه بسیار مهم دارد که باید بهصورت جدی، بهویژه در دانشگاهها و حوزههای علوم انسانی، مورد بحث و بررسی قرار گیرد. پایه نخست، پایه تئوریک است. من یکی از محورهای آن را «اصل استیصال» نام گذاشتهام؛ یعنی این تصور که کشور باید از بنبست خارج شود و این بنبست نیز عمدتاً ناشی از تحریمهایی است که علیه ایران اعمال شده است.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: بر اساس این نگاه، همه چیز در کشور قفل است و راه خروج نداریم و تنها راه خروج این است که با دادن امتیازاتی، رضایت آمریکا را به دست آوریم. این اقدام شجاعت میخواهد و کار آسانی نیست، اما در این نگاه مشروع تلقی میشود؛ زیرا ما امتیاز میدهیم تا برای کشورمان رفع تحریمها و شرایط بهتری ایجاد شود. این همان چیزی است که از آن با عنوان «برد ـ برد» یاد میشود.
وی افزود: در برجام، عمدتاً مسئله امکانات هستهای ما مطرح بود و در مقابل، انتظار رفع تحریمها وجود داشت. پایه بعدی، اعتماد است؛ یعنی این تصور که آمریکا وقتی تعهدی میدهد، عمدتاً به آن عمل میکند.
لاریجانی عنوان کرد: از سویی آنچه در موضوع هستهای به طرف مقابل واگذار شد، کم نبود. برای نمونه، رآکتور آب سنگین اراک که نزدیک 90 درصد تکمیل شده بود، رآکتوری کوچک و قابل تأسیس در نقاط مختلف کشور است که با آب سنگین کار میکند و میتواند تا 200 مگاوات تا 300 مگاوات برق تولید کند. اگر 10 یا 15 مورد از این رآکتورها در کشور وجود داشته باشد، ظرفیت عظیمی برای تولید برق ایجاد میشود.
وی ادامه داد: این رآکتور به غنیسازی اورانیوم نیاز ندارد و از نظر فنی دستاورد مهمی بود، اما در برجام مقرر شد متوقف و عملاً از بین برود؛ زیرا این رآکتور پلوتونیوم تولید میکند و پلوتونیوم یکی از مسیرهای مورد استفاده در ساخت بمب اتم در برخی کشورها بوده است.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی بیان کرد: علاوه بر این، نزدیک 20 هزار دستگاه سانتریفیوژ خودمان را نیز اوراق کردیم و فهرست کامل دانشمندان و امکانات را تحویل دادیم. حتی در دانشگاهها درباره مقالات و تحقیقات مرتبط با اورانیوم نیز بررسیهایی انجام میشد. همه این اقدامات با این هدف انجام شد که آمریکا رضایت دهد و تحریمها برداشته شود، اما این اتفاق نیفتاد.
لاریجانی اظهار کرد: در قطعنامه شورای امنیت نیز مسئله موشکها مطرح شد و بندی وجود داشت که ایران نباید به سمت ساخت موشکهایی که توان حمل کلاهک اتمی دارند، برود. این موضوع نیز قابل نقد است، زیرا مسئله موشکی، هم جنبه علمی و هم جنبه عملی دارد.
وی افزود: لازم است یک دوره آموزشی یا بحث تخصصی برگزار شود و بند به بند برجام بررسی شود تا مشخص شود این متن دقیقاً چه میگوید. نقد اساسی دیگر، مربوط به ادبیات تعهدات است. برجام از ابتدا نامتقارن است؛ یعنی ما باید طرفهای غربی را مطمئن و راضی کنیم، در حالی که طرف مقابل نیز باید نشان دهد دشمن ما نیست. این تقارن در متن وجود ندارد.
لاریجانی ادامه داد: یکی از شگفتانگیزترین بندها، سازوکار «اسنپبک» است. اگر ایران اعتراض کند که آمریکا یا فرانسه به تعهدات خود عمل نکردهاند، موضوع وارد سازوکار بررسی میشود و در نهایت، اگر نتیجه مورد نظر حاصل نشود، ممکن است تحریمها علیه خود ایران بازگردد. این یعنی اگر ما اعتراض کنیم، خودمان مجازات میشویم و این نشاندهنده یک اشکال جدی در فهم و طراحی متن است.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: سومین مسئله، تکنیک است. در اینجا دو شاخص مهمی که رهبر معظم انقلاب تعیین کردهاند، در طراحی مورد توجه کافی قرار نگرفتهاند. یکی از این موارد، مسئله تنگه هرمز است. درباره این تنگه، استدلال شده که مدیریت آن تابع قوانین بینالمللی و حضور سایر کشورهاست، در حالی که باید در طراحی دیپلماسی، این موضوع نیز بهعنوان یک شاخص راهبردی مورد توجه قرار گیرد.
وی بیان کرد: بنابراین، مسئله اصلی این است که در طراحی دیپلماسی، چارچوبها، شاخصهای راهبردی و مبانی نظری باید از ابتدا بهصورت دقیق مشخص باشند و تصمیمات درون همان چارچوب طراحی شوند.
لاریجانی اظهار کرد: جریان اصلاحات در دموکراسی رقیق المزاج هستند. در فتنه سال 88 در واقع کودتایی علیه مردمسالاری بود و رهبر شهید ما ابتدا دموکراسی کشور را حفظ کرد. این جریان اصلاحات میخواست جای صندوق رأی را با خیابان عوض کند. جریان اصلاحات در شمای کلی حکومت، یک دیکتاتوری سکولار را بیشتر از یک دموکراسی سکولار ترجیح میدهد.
وی افزود: در دموکراسی تحمل اشکال ندارد، اما انحراف در دین سبب میشود که در عمل سیاسی، فرد بیاید امضا کند که جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و قانون اساسی را قبول دارد، اما وقتی خرش از پل گذشت، همه را فراموش کند. به این مسئله نفاق سیاسی گفته میشود که در نهایت به
قیام علیه امام مشروع منجر میشود و نمونههای مختلف آن را دیدهاید.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی در خصوص تنگه هرمز ، گفت: برخی می گویند باید زودتر در خصوص تنگه آن کار را انجام دهید، زیرا بقیه کشورها در فکر لولهکشی هستند و اصلاً تنگه از کار میافتد. ریاست محترم مجلس نیز فرمودند که اگر دیر بجنبید، مثلاً یک کشتی در تنگه نمیتواند برود و تنگه از رونق میافتد. اینها پیشبینیهای فنی نیست؛ بلکه پیشبینیهای ناشی از تلقی از فهم وضعیت است که مبنا ندارد.
لاریجانی عنوان کرد: تنگه هرمز همیشه معدن برکت برای مقاصد مهم امنیتی، سیاسی و اقتصادی ما است و باید بهعنوان یک شاخص راهبردی مورد توجه باشد.
وی بیان کرد: شاخص بعدی درباره موضوع هستهای است که اصلاً نباید درباره آن مذاکره کنیم و در فهرست مذاکرات ما نباید قرار داشته باشد. نباید بحث هستهای موضوع مذاکره شود.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی در رابطه با تفاهم نامه اسلام آباد،گفت: بحث اصلی همان ترتیبی است که درباره آتش تهیه مجلس گفتم. اجازه دهید از متن تفاهم اسلام آباد یک نمونه را مطرح کنم. روزی با دوستان قرار شد متنی را در برابر خود قرار دهیم و نسخه انگلیسی و فارسی آن را بررسی کنیم تا ببینیم نقاط قوت و ضعف آن چیست و یک کار فنی انجام دهیم.
وی افزود: در بند اول، که دوستان بسیار به آن معتقدند، بحث ساحت مقاومت و موارد دیگر مطرح شده است. در بند اول آمده است که جمهوری اسلامی ایران و متحدانش و جمهوری آمریکا و متحدانش تعهد میکنند. اینجا نخستین ظلم به متحدان ما صورت گرفته است. متحدان ما گاو شیرده نیستند که آمریکا و متحدانش باشند. ما ساحت مقاومت را متحد خود میدانیم و از چنین اصطلاحی استفاده نمیکنیم.
لاریجانی ادامه داد: درباره یمن نیز با این کشور اینقدر بیلطفی میکنیم، اما وقتی از یک یمنی پرسیدند آیا مسئولان عالیرتبه گفتهاند که شما در اقدامات جنگی خود از ایران دستور میگیرید، پاسخ داد که اگر دستور بگیریم، با افتخار دستور میگیریم و افتخار میکنیم. مقاومت، فراتر از بحث متحد معمولی است و یکی از محصولات بزرگ انقلاب اسلامی است.
وی بیان کرد: در متن تفاهم نامه آمده است که ما و متحدان ما و آمریکا و متحدانش تا این تاریخ هرگز به یکدیگر حمله نمیکنند و فعلاً برای مدت مشخصی بهطور کامل جنگ را متوقف میکنند و آتشبس خواهند داشت و از تاریخ بعدتر نیز توافق بهطور کامل اجرا شود. این موضوع صددرصد به نفع اسرائیل است؛ زیرا مثلاً لبنان تحت اشغال است و ما به متحد خود، یعنی لبنان، بگوییم که اکنون دیگر کاری انجام نده و چون ما قرار گذاشتهایم، درگیری نکن، در حالی که سرزمینش تحت اشغال است. متحد ما یمن یا عراق نیز همین وضعیت را دارد. این یک کلاهبرداری بزرگ است و باید درباره آن دقت شود.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: البته کسانی که به دنبال این بند بودند، افرادی با طینت خوب بودند. جناب آقای قالیباف میخواست وحدت ساحتها را که دستور رهبری بود، ایجاد کند. کوتاهی بخش دیپلماسی ما نیز در این موضوع نقش دارد و متنها باید دقیق نوشته شوند.
لاریجانی در ادامه عنوان کرد: اجمالاً میتوان گفت این برجام دوم که مربوط به اسلامآباد است، نهتنها از برجام اول بهتر نیست، بلکه در بسیاری از بخشها خرابتر است و عمر آن نیز کوتاه بود.
وی افزود: این دیپلماسی محصول جریان فکری اصلاحات در کشور ما است. جریان اصلاحات، جریان توانمندی است که میتواند حکومت را به دست بگیرد و در بیشتر دوران فعالیت خود، در ارکان مختلف جمهوری اسلامی نیز نفوذ داشته است. نیروهای امروز ما باید این جریان را بهدرستی بشناسند؛ باید بدانند اصول فکری آن چیست، روش عملی آن چگونه است و چرا محصولاتی مانند برجام و اسلامآباد از درون آن خارج میشود.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: جریان برجام، یک انحراف در فهم است. این جریان معتقد است دین مربوط به حوزه خصوصی زندگی است و سپهر عمومی، که شامل حکومت است، در چارچوب دینی قرار ندارد و اسلام به سپهر علوم کاری ندارد. این دوگانه خصوصی و عمومی در غرب مطرح شد.
لاریجانی در رابطه با حمایت از دولت ، اظهار کرد: نکته مهم این است که ما با جان و دل، بر اساس فرمایش رهبری، از دولت حمایت میکنیم و این [ انتقادات دلسوزانه] به هیچوجه به معنای عدم حمایت از دولت نیست. رهبری یعنی باید سخنان و رهنمودهای ایشان را محور قرار دهیم و در عمل نیز از ایشان پیروی کنیم. انتظار داریم دولت محترم در همه امور، نظر رهبری را دنبال کند.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: بعضی اوقات مسئولان ما قانون اساسی را نخواندهاند. در ماجرای وزیر محترم امور خارجه که از دوستان قدیمی من نیز هستند، در نیویورک از ایشان سؤال میکنند که فلان مقام آمریکایی گفته است شما کارهای نیستید.
و حرف، حرف رهبری است. ایشان نیز پاسخ میدهد که ما در ظل رهبری کار میکنیم. این اشکالی ندارد و همه ما در ظل رهبری هستیم و بنده نیز کارگزار ایشان هستم.
وی ادامه داد: اما وقتی گفته میشود رهبری نظراتی را ارائه میکنند و ما آنجا مینشینیم و اجماع درست میکنیم و گروه ششنفره داریم، این یعنی چه؟ یعنی ما بر اساس اجماع کار میکنیم. این موضوع، تضعیف فهم از خود قانون اساسی است؛ بهخصوص در مسئلهای مانند جنگ و صلح که قانون اساسی درباره آن صراحت دارد.
لاریجانی عنوان کرد: اجماع کارگزاران یا اجماع کارشناسان در برابر نظر رهبری معنا ندارد. کارگزاران، کارگزار ولی امر هستند و باید دستور رهبری را اطاعت کنند. اشاره به اجماع در مقابل نظر رهبری، موضوع بسیار بدی است و ما باید قانون اساسی را دقیقاً مبنا قرار دهیم.
وی بیان کرد: در زمان جنگ، اجماع جایگاهی ندارد؛ در زمان جنگ، یک نفر رهبر است و همه از او پیروی میکنند و دموکراسیها نیز همینگونه عمل میکنند. قانون اساسی بر اساس فقه شیعه، اساس جنگ و صلح را از اختیارات ولی امر میداند.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و سیاسی گفت: حرف من این است که ما تا زمانی که دولت مشروعیت دارد و دست ولایت پشت آن است، دولت مشروع ماست و هرچه بتوانیم از آن حمایت میکنیم و آن را تضعیف نمیکنیم. تضعیف دولت یعنی به دولت ضربه بزنیم و کار خوب آن را بد جلوه دهیم.
لاریجانی افزود: اگر نقطه ضعفی وجود داشته باشد، باید بدون خروج از ادب کارشناسانه آن را نقد کنیم؛ زیرا این کار، تقویت دولت است و اگر به مذاق کسی خوش نیاید، اشتباه میکند. این نقد، دلسوزانه است.