دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۵

دولت

صلح پایدار در گرو عدالت

فصل سیاست - نهاد‌های بین‌الملل امروز دچار تناقض و استاندارد دوگانه و به باشگاهِ قدرت‌های پیروزِ جنگ‌جهانی دوم تبدیل شدند.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - نهاد‌های بین‌الملل امروز دچار تناقض و استاندارد دوگانه و به باشگاهِ قدرت‌های پیروزِ جنگ‌جهانی دوم تبدیل شدند.

سیاسی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ، رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ( ره) در دوران حیات طیبه و پربارشان مفاهیم کلیدی و ارزنده ای را برای مخاطبان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی تبیین فرموده اند که یکی از آنها، "صلح عادلانه"است. بازخوانی این اندیشه بنیادین در روزی که در تقویم بین المللی "صلح جهانی"نامگذاری شده است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ایشان دو گزاره را در هندسه معرفتی صلح مطرح می‌کنند: نخست اینکه «صلحی که معنایش این باشد که کسی حق ندارد حقّ خود را مطالبه کند، صلح اسلام‌پسند نیست»(1) و دوم اینکه «برای یک ملت، صلحِ تحمیلی و غیرعادلانه، از جنگ هم بدتر است»(2).این دو گزاره، «صلح» را از یک مفهوم صوری و تجملی ، به موضوعی واقع بینانه و حقیقی تبدیل می‌کند. در اندیشه دینی، صلح «هدف» نیست، بلکه «بستر» است. هدف اصلی، اقامه عدل است و صلح تنها زمانی ارزش دارد که ضامنِ بقای عدالت باشد.در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد تامل قرار گیرد:
نخست اینکه صلح مطلوب و مدنظر جریان‌های سلطه‌گر و استعمارگران نوین ، در واقع «صلحِ استعماری» یا «تسلیم در برابر سلطه» است. در این چارچوب ، صلح به معنای پایانِ جنگ نیست، بلکه به معنای « کنار گذاشتن مقاومت » است. افکار عمومی دنیا و اذهان بیدار بشری، این نوع صلح را نمی‌پذیرند، زیرا در آن، ریشه‌های بحران مانند اشغالگری، استثمار، نژادپرستی و بی‌عدالتی ساختاری نه تنها حل نمی‌شود، بلکه تثبیت می‌گردد.
وقتی بازیگری متجاوز مانند آمریکا «نظم» خود را بر جهان تحمیل می‌کند، صلح در نگاه او، یعنی «تسلیم بی قید و شرط »! بشریتِ بیدار درک کرده است که صلحِ سلطه‌گران، در حقیقت یک «ابزار» برای بازسازیِ قدرتِ متجاوز و سرکوبِ خیزش‌های حق‌طلبانه است. صلحِ واقعی، با تخدیرِ اراده‌ی ملت‌ها به دست نمی‌آید، بلکه با پایان دادن به ظُلمِ ریشه‌دار محقق می‌شود. از همین رو، هر صلحی که «حقِ مطالبه‌گری» را از مظلوم سلب کند، صلحی ناپایدار است که در ذات خود یک «جنگِ پنهان» دارد.
نکته دوم معطوف به مولفه های دخیل در شکل گیری صلح عادلانه در جهان است. صلح عادلانه بر پایه چهار ستون مهم استوار است :
پذیرشِ حق تعیین سرنوشت: هر ملتی حق دارد مدل حکمرانی و سبک زندگی خود را بدون مداخله خارجی انتخاب کند. صلحِ بدون حاکمیت ملی، صلح نیست؛ استعمار است.
اصلِ برابریِ کرامت انسانی: در صلح عادلانه، امنیت و حقوق همگان ، در ترازوی قضاوتِ اخلاقی باید یکسان وزن شود.
امنیت جمعی: صلح نباید به معنای «امنیت برای قدرتمندان و ناامنی برای دیگران» باشد. صلح عادلانه یعنی امنیتِ همگانی؛ به گونه‌ای که بازیگران سلطه گر حق نداشته باشند امنیتِ خود را در گروی ناامنی کشورهای مستقل ببینند.
عقلانیت و انطباق با حق: هرگونه توافق صلحی باید بر اساس خرد جمعی و ضامن حقوق ملت‌ها باشد، نه پشت درهای بسته و با دیکته‌ی اتاق‌های فکرِ نظامی و امنیتی.
نکته سوم اینکه امروز که دشمنانِ صلح، جنگ‌های ترکیبی، اقتصادی و نیابتی را علیه دولت‌های مستقل و ملت‌های آزاده کلید زده‌اند، «صلحِ عادلانه» صرفاً با شعار محقق نمی‌شود. در این برهه، مقاومت ، یگانه راه رسیدن به صلح است. تحقق صلح عادلانه در عصر حاضر نیازمند «توازنِ قوا» است؛ تا زمانی که قدرتِ بازدارندگیِ ملت‌های مستقل به سطحی نرسد که هزینه‌ی تجاوز را برای سلطه‌گران غیرقابل‌تحمل کند، آن‌ها هرگز پای میز مذاکره‌ی عادلانه نخواهند نشست.
علاوه بر قدرت سخت، ایستادگی در «جنگِ اراده ها» حیاتی است. ملت‌های آزاده باید در کنار جهاد دفاعی با جهاد تبیین ، «صلحِ دروغین» سلطه‌گران را رسوا کنند. ما باید ثابت کنیم که دفاع از وطن، نه یک عملِ جنگ‌طلبانه، بلکه کنشی صلح‌جویانه برای جلوگیری از وقوعِ جنگ‌های بزرگتر است. در واقع، در دنیایی که گرگ‌ها در لباس میش به دنبال صلحِ تحمیلی هستند، تنها راهِ دستیابی به «صلحِ پایدار»، «قوی شدن» است.
نکته چهارم اینکه متاسفانه نهاد‌های بین‌المللی امروز دچار یک «تناقض و استاندارد دوگانه» هستند؛ آن‌ها در ساختارِ فعلی، عملاً به «باشگاهِ قدرت‌های پیروزِ جنگ جهانی دوم» تبدیل شده‌اند. برای جبران عقب‌ماندگی در تحقق صلح عادلانه، این سازمان‌ها نیازمند جراحی‌های عمیق ساختاری ( و نه صرفا روبنایی) هستند. نهادهای حقوقی بین‌المللی باید از سایه‌ی سیاستگذاری و معامله گری بازیگران سلطه گر و در راس آنها آمریکا خارج شوند.
عدالتِ گزینشی، قاتلِ صلح است. اگر یک سازمان بین‌المللی در برابر نسل‌کشی در یک منطقه سکوت می‌کند و در جای دیگربه ناحق و با ابزارهای حقوقی به جنگِ یک کشور مستقل می‌رود، عملا مشروعیت خود را از دست داده است. سازمان‌های بین‌المللی باید به تریبونی برای «عدالت‌خواهی» تبدیل شوند، نه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌هایِ تهاجمی دشمنان بشریت. کشورهای مستقل باید با ائتلاف‌سازی، وزنِ سیاسیِ سازمان‌های جهانی را به نفعِ عدالت سنگین‌تر کنند.
بدون شک صلح، نباید تبدیل به کالایی گردد که از دستانِ کشورهای سلطه‌گر گدایی شود. صلح عادلانه، میراثی است که تنها با «حق‌طلبی» و «ایستادگی» به دست می‌آید. صلح، آن زمانی واقعی است که عدالت در آن تنیده شده باشد؛ وگرنه صلحِ بدون عدالت، همان قبرستانِ آرزوهای ملت‌هاست که در آن، حقِ مطالبه‌گری، بزرگترین جرمِ شناخته می‌شود! جهان امروز نه به «صلحِ تحمیلی»ِ سلطه‌گران، که به «صلحِ پایدار»ِ عدالت‌خواهان نیازمند است.
پی نوشتها
فرمایشات شهید امام خامنه ای ( ره) در جمع مردم ایذه- 09/01 /1378 فرمایشات شهید امام خامنه ای ( ره) در دیدار با کارگزاران نظام در عید مبعث 21/07/1380 محمدمهدی ایمانی‌پور
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
انتهای پیام/


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار