جمعه ۶ شهريور ۱۴۰۵

دولت

رضایی ثمرین: نقد کنید اما انصاف را فراموش نکنید

فصل سیاست - مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور گفت: قائم‌پناه را نقد کنید، درباره سخنش سخت‌گیر باشید و از او توضیح بخواهید ولی بی‌انصاف نکرد.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور گفت: قائم‌پناه را نقد کنید، درباره سخنش سخت‌گیر باشید و از او توضیح بخواهید ولی بی‌انصاف نکرد.

به گزارش فصل سیاست ، عباس رضایی ثمرین مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور در یادداشتی نوشت: در میان همه انتقادها، طعنه‌ها و ناسزاهایی که این یکی دو روز درباره محمدجعفر قائم‌پناه نوشته شد، یکی برای من تلخ‌تر از همه بود: «قائم‌پناه از روز اول جنگ غیبش زد و تا آخر جنگ هم نبود.» این البته تندترین حمله به او نبود؛ درد این جمله برای من از جای دیگری می‌آمد؛ خلاف آن را با چشم خود دیده‌ام.
متن یادداشت مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور، ‌ به این شرح است:
در میان همه انتقادها، طعنه‌ها و ناسزاهایی که این یکی دو روز درباره محمدجعفر قائم‌پناه نوشته شد، یکی برای من تلخ‌تر از همه بود: «قائم‌پناه از روز اول جنگ غیبش زد و تا آخر جنگ هم نبود.» این البته تندترین حمله به او نبود؛ درد این جمله برای من از جای دیگری می‌آمد؛ خلاف آن را با چشم خود دیده‌ام.
ممکن است نسبت اداری من با قائم‌پناه، این نوشته را در نگاه برخی به یک دفاعیه تبدیل کند. ایرادی ندارد. همین نسبت مرا به شاهد مستقیم روزهایی تبدیل کرده که اکنون درباره آنها روایت‌هایی وارونه ساخته می‌شود. سکوت در برابر آنچه خود دیده‌ام شاید آسان‌تر باشد، اما منصفانه نبود.
روز اول حمله، همه ما در محدوده پاستور بودیم. در لحظه‌ای که به‌دلیل خطر ادامه حمله، همه را به خروج از مجموعه فرا می‌خواندند و فضا آکنده از اضطراب بود، قائم‌پناه با وجود اصرار و ممانعت نیروهای حفاظت، به سمت قلب محدوده هدف‌قرارگرفته رفت تا از وضعیت رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور خبری بگیرد. برای ثبت تصویر یا ساختن روایتی قهرمانانه هم نرفت. آن لحظه دوربینی در کار نبود؛ فقط نگرانی بود و خطر. من آن صحنه را فراموش نمی‌کنم.
در تمام روزهای بعد نیز کار دفتر ما متوقف نشد. پنج‌شنبه و جمعه‌ای در میان نبود. جلسات، دیدارها، بازدیدها و پیگیری امور دولت ادامه داشت. در اوج حملات هوایی، با وجود مخاطرات امنیتی ارتباطات تلفنی، دسترسی به او قطع نشد و برای برقرار ماندن زنجیره تصمیم‌گیری و تشکیل جلسات دولت نقش جدی ایفا می‌کرد.
صبح روزی که انبارهای بنزین و تجهیزات پمپاژ سوخت در تهران هدف قرار گرفت، قائم‌پناه به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی رفت تا از نزدیک وضعیت تأمین و توزیع سوخت را پیگیری کند. در همان روزها که بعضا نگرانی‌هایی درباره پرداخت حقوق بازنشستگان ابراز می‌شد، برای اطمینان از پرداخت به‌موقع مستمری‌ها در سازمان تأمین اجتماعی حاضر شد تا اگر مدیران این سازمان کمکی نیاز دارند به آنها کمک کند. بازدیدها، جلسه‌ها و پیگیری‌های دیگری نیز انجام گرفت که بخشی از آنها در حافظه رسانه‌ها باقی مانده است. بخش بزرگ‌تر، اما هیچ‌گاه به تصویر و خبر تبدیل نشد. اداره کشور در وضعیت جنگی عمدتا مقابل دوربین اتفاق نمی‌افتد. گاهی حضور، همان تماس‌هایی است که باید در هر ساعت شبانه‌روز پاسخ داده شود؛ جلسه‌ای است که نباید به تعویق بیفتد یا تصمیمی است که زیر سایه حمله باید گرفته شود.
در اواسط جنگ، یک روز ساختمانی که فقط دو-سه پلاک بالاتر از دفتر استقرار قائم‌پناه قرار داشت، هدف حمله هوایی قرار گرفت. قبل‌تر مجاورت دفتر اصلی نیز هدف قرار گرفته بود. محل زندگی ایشان نیز با آغاز حملات به پاستور عملا غیرقابل استفاده شد و به تعبیر خودشان در روزهای جنگ عملا بی‌خانمان بودند. با تمام این اوصاف، حتی یک روز هم کار را تعطیل نشد.
این روایت فقط روایت من نیست. وزیران و مدیران ارشد کشور که در آن روزها با قائم‌پناه جلسه داشتند، با او در تماس بودند یا در پیگیری امور جاری دولت کنارش قرار گرفتند، می‌توانند درباره حضور و فعالیتش گواهی دهند. کسانی که آن روزها در ساختمان‌های دولت بودند، می‌دانند چه کسی حضور داشت، چه کسی پاسخ تلفن‌ها را می‌داد و چه کسی برای برقرار ماندن جلسات و تصمیم‌ها تلاش می‌کرد.
این نوشته البته برای مصون‌کردن قائم‌پناه از نقد نیست. قائم‌پناه را نقد کنید. درباره سخنش سخت‌گیر باشید و از او توضیح بخواهید. اما نگویید در جنگ غایب بود. می‌توان منتقد اظهارات او بود، اما بی‌انصافی نکرد. در همان سخنرانی مورد بحث، قائم‌پناه از آمادگی برای شهادت و حتی قطعه‌قطعه‌شدن برای ایران سخن گفته است. من ولی برای اثبات دلبستگی او به ایران تنها به همین کلمات استناد نمی‌کنم. رفتار آدم‌ها در روز خطر، گویاتر از هر سخنرانی است.
من این روایت را از روی بولتن‌ها، عکس‌ها یا شنیده‌های دیگران نمی‌نویسم. من آنجا بودم.


آگهی ها
تریبون مردم

آخرین اخبار