فصل سیاست - شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان) در بیانیهای راهبردی خواستار ایجاد نهاد «بیمه دریایی خلیج فارس» و «نهاد مدیریت تنگه هرمز» شد.
به گزارش فصل سیاست ، شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان) در بیانیهای تحلیلی ـ راهبردی با عنوان «بر لبهی گذار»، بر ضرورت تحقق «پایان واقعی جنگ» بهجای «توقف آتش» و خروج از چرخه «جنگ، آتشبس و مذاکره» تأکید کرده است.
در این بیانیه، تشدید ناترازیهای اقتصادی آمریکا -که میزان آن در سال 2024 به 898 میلیارد دلار رسیده بود- و تغییر ساختار بازار اوراق قرضه این کشور از عوامل افزایش آسیبپذیری آن در برابر شوکهای اقتصادی و ژئوپلیتیک دانسته شده است. بر اساس متن بیانیه، سهم دولتهای خارجی از بازار اوراق قرضه آمریکا از 79 درصد در سال 2009 به 46 درصد در سال 2025 کاهش یافته و در مقابل، نقش سرمایهگذاران خصوصی افزایش پیدا کرده است؛ سرمایهگذارانی که بیش از ملاحظات سیاسی، بر مبنای سودآوری عمل میکنند و در برابر ریسکها واکنش سریعتر و خروج ناگهانیتری دارند.
ایتان معتقد است آمریکا با پذیرش فرسایش ظرفیت کنترل و اعمال اراده در جهان، تلاش خود را بر مدیریت تغییر نظم جهانی متمرکز کرده و ایران و غرب آسیا مهمترین و اولویتدارترین کانون این تغییرند. از نگاه بیانیه، ایران مستقل و اثرگذار، بهدلیل نزدیککردن پروژه اسرائیل به شکست و برخورداری از موقعیت راهبردی در مجاورت تنگه هرمز، امکان مدیریت این منطقه را برای آمریکا محدود کرده است. بر همین اساس، واشنگتن در پی حذف یا تضعیف اراده و ظرفیت اثرگذاری ایران است و تداوم کنشهای تهاجمی او در 3 جنگ ظرف یک سال، بهرغم ناکامیهای پیاپی، نمایانگر اراده ناگزیر آمریکا در نبرد مستقیم با ایران است. بیانیه، توصیه به «مدیریت اختلافات» و «استفاده از وضعیت موجود برای پایاندادن به خصومت دیرینه ایران و آمریکا» را غیرواقعبینانه و فانتزی میداند.
در ادامه، ایتان میپرسد چه تضمینی وجود دارد که توقف منازعه، مانع تجاوز دوباره آمریکا شود؟ از نظر این بیانیه، تقلیل پایانبندی تقابل به تفاهمهای مقطعی و اتّکا به آنها به عنوان «تعادل پایدار»، خطایی راهبردی است؛ زیرا ایران با تحمیل هزینهای راهبردی به آمریکا، آن کشور را در موقعیتی بازگشتناپذیر قرار داده است. پذیرش شکست آمریکا میتواند موازنه منطقهای را به سود ایران تغییر دهد و ادامه منازعه نیز پیامدهای اقتصادی سنگینی برای واشنگتن داشته باشد. همچنین پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه هرمز میتواند دیگر بازیگران را به نادیدهگرفتن قواعد آمریکایی ترغیب کند. بنابراین، بازگشت به الگوهای تفاهم هستهای یا مشارکتدادن دیگران در مدیریت تنگه، به معنای تفسیر وضعیت جدید با الگوهای متعلق به تعادل پیشین است.
بر اساس بیانیه، تفاهمهای مقطعی ضرورت مهار پایدار ایران را برای واشنگتن منتفی نمیکند و توقف منازعه، بدون ایجاد تعادلی که تهاجم مجدد را برای آمریکا ناممکن یا بسیار پیچیده سازد، به دورههای بعدی تعرض و استمرار بیثباتی خواهد انجامید. از اینرو، ایران باید با تثبیت قواعد خود در تنگه هرمز و تداوم فشار اقتصادی بر آمریکا، ادامه جنگ را برای این کشور ناممکن کند؛ بهگونهای که آمریکا حفظ ثبات اقتصادی خود را بر تثبیت نظم منطقهای ترجیح دهد. در این چارچوب، خروج قواعد تحمیلی آمریکا از منطقه، پیششرط بیاثرکردن تحریمها و خنثیسازی زمینههای تهاجم مجدد معرفی شده است.
مدیریت تنگه هرمز؛ شاهکلید نظم جدید
ایتان مدیریت تنگه هرمز را شاهکلید نظم جدید و مبتنی بر سه رکن «اشراف اطلاعاتی، قاعدهگذاری و درآمدزایی» میداند. تحقق این ارکان، بر اصل عبورومرور با مجوز ایران استوار است. اشراف اطلاعاتی، دسترسی مستمر به جزئیات محمولههای عبوری را دنبال میکند؛ قاعدهگذاری از طریق نظامی شفاف و ضابطهمند برای مجوزدهی، همزمان امنیت ملی و منطقهای و تداوم تجارت مشروع را تأمین میسازد؛ و درآمدزایی نیز ضمن جبران هزینههای جنگ و تحریم، با تحمیل هزینه بر جریانهای تجاری همسو با آمریکا، به تابآوری اقتصادی و پایداری این الگو و همچنین اخراج آمریکا از منطقه، کمک خواهد کرد.
ابزارهای عملیاتی مدیریت تنگه هرمز
برای عبور از تحلیلهای تقلیلگرا، این بیانیه دو سازوکار عملیاتی مشخص را برای مدیریت هرمز پیشنهاد داده است:
1. بیمه دریایی خلیج فارس
مدیریت شریان تجاری چندهزار میلیارد دلاری تنگه هرمز، صرفاً با ابزار سخت ممکن نیست و به یک ابزار نرم و هوشمند مکمل نیاز دارد؛ در این چارچوب، بیمه دریایی بهعنوان اهرم کلیدی کنترل تجارت عمل میکند، چون «حرکت/توقف» جریان تجارت عملاً تابع امکان محاسبه و مدیریت خطر است و این بستر را سازوکار بیمه فراهم میسازد. دریافت بیمهنامه مستلزم ارائه اطلاعات کامل به بیمهگر و صدور آن مبتنی بر قواعد اعلامی حاکمیت ایران است، لذا گردش اطلاعات بهصورت خودکنترل در جهت قواعد ایران شکل میگیرد و در عین تسهیل عبور جریان مشروع، برای جریان متخاصم مسیر را سخت و پرهزینه میکند؛ همچنین درآمدی که پیشتر به بیمههای غربی میرسید به ایران منتقل میشود. نهایتاً چون نظمسازی نیازمند نهادسازی و قاعدهگذاری است، ایجاد «نهاد منطقهای بیمه خلیج فارس»، راهاندازی «نهاد مدیریت تنگه هرمز» و تصویب «قانون مدیریت تنگه هرمز» در مجلس، بهعنوان الزامات تثبیت و تکمیل این دستاوردها معرفی میشود.
2. اوراق تجارت آزاد در بستر خلیج فارس:
بهکارگیری «اوراق تجارت آزاد خلیج فارس» با ترجمه معادله درست و راهبردی «یا صادرات نفت و گاز برای همه است و یا برای هیچ کس امکان نخواهد داشت» در ساحت اقتصادی، میتواند امنیت تجارت ایران را تضمین نماید. طرح «اوراق تجارت آزاد خلیج فارس»، با بهرهگیری از تسلط جغرافیایی ایران بر تنگه هرمز، فروش نفت ایران را به حق عبور محمولههای نفتی از این تنگه گره میزند و بر این پیشفرض اساسی استوار است که امنیت جریان انرژی در این شریان حیاتی، نمیتواند به طور بیقیدوشرط در دسترس کشورهایی قرار بگیرد که همزمان در اعمال یا تمکین به محاصره و تحریمهای غیرقانونی علیه صادرات نفت ایران مشارکت دارند.
شبکه کانونهای تفکر ایران در پایان این بیانیه تأکید کرده است که موقعیت ایران در جهان، در آستانه یک گذار بزرگ تاریخی قرار دارد و عبور موفقیتآمیز از این گذار، مستلزم «نمایش اراده قاطع برای تشدید آتش مبتنی بر منطق نتیجهمحور»، همراه با «تثبیت مدیریت ایران بر تنگه هرمز» و «استمرار انسجام و مقاومت ملّی» است.