سه شنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵

سیاست داخلی

رسم نجف

رسم نجف
فصل سیاست - محمدعلی جعفری در یادداشتی نوشت: مردان نجفی تابوت‌ را بر شانه می‌گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می‌شوند، دور ضریح می‌گردانند. فردا همین شانه‌ها امانتی را به دوش می‌کشید که هر روز سهمِ نجف نیست.
  بزرگنمايي:

فصل سیاست - محمدعلی جعفری در یادداشتی نوشت: مردان نجفی تابوت‌ را بر شانه می‌گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می‌شوند، دور ضریح می‌گردانند. فردا همین شانه‌ها امانتی را به دوش می‌کشید که هر روز سهمِ نجف نیست.

یاداشت مهمان - محمد علی جعفری ، رسمِ نجف، رسمِ امروز و دیروز نیست. مردان نجفی تابوت‌ها را بر شانه می‌گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می‌شوند، دور ضریح می‌گردانند، فاتحه‌ای زمزمه می‌کنند و می‌روند سمت مسجدِ عمران بن شاهین. صف‌های نماز یکی‌یکی شکل می‌گیرد، دست‌ها برای تکبیر بالا می‌رود، سکوتی سنگین بر رواق‌ها می‌نشیند و نمازِ میت، زیر نگاهِ مولا، بر پیکر امانت اقامه می‌شود؛ آنگاه شانه‌ها، آخرین بدرقه را تا بیرونِ حرم ادامه می‌دهند.
شانه‌ها هیچ‌گاه از سنگینیِ چوبِ تابوت نمی‌لرزند؛ از سنگینیِ نام‌ها می‌لرزند. چه شانه‌هایی؟ مرد عراقی را از شانه‌هایش می‌شناسند؛ استوار، کمی خمیده از سال‌ها کار، اما هنوز نجیب و سرسخت. آفتابِ دجله و فرات بر پوستشان نشسته و بادِ بیابان بر آن‌ها خط کشیده است. این شانه‌ها زبانِ خاموشِ مردانگی‌اند؛ بی‌ادعا، اما پر از روایتِ روزهای دشوار.
فردا همین شانه‌ها امانتی را به دوش خواهند کشید که هر روز سهمِ نجف نیست. این شانه‌ها شاهد لحظه‌ای خواهند بود که در حافظه‌ی نجف حک می‌شود. سال‌ها بعد، پیرمردهای عرب در قهوه‌خانه‌های سوق‌الکبیر، کنار دِلّه‌های مسی و استکان‌های کوچک قهوه، زیر بوی بخورِ عودِ کمبودی، دشداشه‌هایشان را می‌کشند تا سر زانو و تسبیح‌های کهربا میان انگشتان می‌چرخانند و با همان لهجه‌ی نجفی، از آن روز برای نوه‌هایشان خواهند گفت؛ از روزی که صحنِ مولا، امانتی را با اشک، ذکر و فریاد: "الله الله اکبر، إمریکا شیطان الأکبر" در آغوش گرفت و بدرقه کرد؛ روایتی که نه در سنگ‌های حرم، که در سینه‌ی مردمان نجف برای همیشه زنده خواهد ماند


آگهی ها
تریبون مردم
بیمه کوثر
بانک سپه
فصل بانک، نشریه الکترونیکی تخصصی بانک
تجارت الکترونیک پارسیان
بانک شهر
بیمه معلم
منطقه آزاد ماکو

آخرین اخبار